مساهبه

«آیاق یالین تنها نویسنده ای است که
به زبان فارسی افغانی ایرانی اصیل نویسندگی می کند.»


«صالح عطایی(1) تنها نویسنده‌ای که  به ترکی آذربایجانی نویسندگی می‌کند.»
آیدین فرنگی(2)
 «صالح عطایی تنها نویسنده‌ای است که در زبان ترکی آذربایجانی ایران به معنای واقعی کلمه نویسندگی می‌کند.» جمله بالا را «رضا سیدحسینی» با تحکمی خاص وقتی گفت که پس از پایان مصاحبه‌ام با او پیرامون خاطرات کودکی و نوجوانی‌اش در اردبیل، موضوع ادبیات معاصر آذری را مطرح کرده بودم.
پیش از ظهر آفتابی یکی از روزهای دی ماه ۸۵، وقتی سیدحسینی را در ساختمان دائره‌المعارف فرهنگ آثار ملاقات کردم، پس از پایان مصاحبه‌ای با موضوع خاطرات کودکی و نوجوانی وی در اردبیل، پرسشی را نیز در مقوله ادبیات معاصر آذری پیش کشیدم. سیدحسینی در پاسخ گفت: «من به این نتیجه رسیده‌ام نویسنده‌هایی را که در ایران به زبان آذربایجانی می‌نویسند به دو دسته می‌توان تقسیم‌بندی کرد. نخست آنهایی که اصرار دارند زبان نوشته‌های خود را به ترکی استانبولی نزدیک‌تر کنند و دوم کسانی که مصر هستند تا به ترکی قفقازی بنویسند. هر دو گروه هم در یک نکته اشتراک نظر دارند: اینکه باید زبان ترکی آذربایجانی ایران را تغییر بدهند تا به تصورشان زبانی ادبی خلق شود.»
سیدحسینی بلافاصله پس از تقسیم‌بندی فوق، ادامه داد: «در این بین فقط یک نویسنده که به معنای واقعی کلمه نویسندگی می‌کند، در حال نوشتن به زبان ترکی آذربایجانی ایران است: صالح عطایی. ماجرای او هم تقریبا همان داستان کمدی الهی دانته است. دانته هم وقتی شروع به نوشتن با زبان عامیانه کرد، عده‌ای داد و بیداد راه انداختند، اما سرانجام این کار دانته بود که ماندگار شد.
سیدحسینی سپس به مساله ضرورت ماندگاری زبان ترکی آذربایجانی در ایران اشاره کرد و افزود: «اگر ما در آذربایجان ایران نویسنده حرفه‌ای نداشته باشیم، زبان‌مان یا با ترکی قفقازی یا با ترکی استانبولی قاتی شده و به یکی از آندو خواهد پیوست؛ در حالیکه ما باید زبان خودمان را داشته باشیم. کسانی هم که موقع ترکی نوشتن یا به زبان جمهوری آذربایجان یا به زبان ترکیه تمایل نشان می‌دهند، اگر واقعا نویسنده هستند باید به ترکی خودشان بنویسند و اگر نمونه‌ای سراغ ندارند، بهتر است دقت کنند تا بدانند عطایی آثارش را چگونه نوشته است.»
تقریبا یک سال پس از آن مصاحبه بود که رضا سیدحسینی را در اردبیل دیدم؛ در حالیکه داشت در محفلی کوچک ترجمه یکی از فصل‌های رمان صالح عطایی (منیم آدلاریم/ نام‌های من) را برای کسانی که دورش حلقه زده بودند با صدایی پرطنین می‌خواند.
صالح عطایی، شاعر و نویسنده، سال ۱۳۴۴خورشیدی در اردبیل به دنیا آمده و تاکنون آثار زیر از وی منتشر شده:
ـ بلکه داها دئینمه‌دیم(شاید دیگر نتوانم بگویم) مجموعه شعر آذری
ـ دون‌کیشوت و دلی دومرولون کؤرپوسو(دون‌کیشوت و پل دومرول دیوانه) مجموعه داستان آذری
ـ منیم آدلاریم(نام‌های من) رمان آذری
علاوه بر این او مجموعه‌ای از شعرها و مقاله‌های «ایلهان برک»، شاعر پیشگام دومین موج نو شعر ترکیه را به فارسی برگردانده و آماده نشر دارد. دفتری دیگر از شعرهای ترکی عطایی نیز برای چاپ آماده شده است

قایناق: وطن یولی(3)، ویژه نامه دانشجویی آذربایجانی دانشگاه تهرانشماره بیستم، دی ماه 91 ، قیمت 500 تومان


رمیش میریشوف(کامبیز تئی نواز سابق)

«آیاق یالین تنها نویسنده ای است که به زبان فارسی افغانی ایرانی اصیل نویسندگی می کند.» بیانات فوق¬الاشاره را وقتی که سؤز آتان با دبدبه و کیکبه خاص بیان فرمودند، من در پوست خود نگنجیدم، یک کمی این ور و اون ور کردم تا در خود بگنجم. بعد از گنجیدن در خود، خاطرات کودکی ام را یه کمی بیزدلمک(4) کردم.
بر همین اساس جناب آقای سؤز آتان از خاطرات شیپ شیرین کودکی اش سخن کفت: «یک روزی من رفته بودم یه جایی، یه هویی یه گربه پشمالویی پرید وسط حرفم و من مجبور شدم موش بدوانم، بعد از اینکه من موش را بدواندم آن گربه پشمالو که همچون پشمک می موند دنبال موش گرفت و از وسط حرفم بیرون پرید.»
جناب آقای سؤز آتان در حین اینکه از خاطرات پیش پیشی و موش موشی اش تعریف می کرد، من سئوالی در مقوله ادبیات معاصر افغانی ایرانی پیش کش کردم. در پاسخ گفت: «پیش پیش پیش! ببخشیند من حواسم یه جای دیگه بود. در جواب این سئوال وزین و موزون شما باید بگویم که من طی آزمایشات متعدد و مکرری که مثل انشتین(5) انجام داده ام به این نتایج ارزشمند رسیده ام که نویسنده هایی که در ایران به زبان افغانی می نویسند می توان آنها را به دو دسته تقسیم بندی کرد:

اولندش: آنهایی که زور می زنند که زبان نوشته های خود را به زبان فارسی تاجیکی نزدیک کنند.

دومندش: آنهایی که زور می زنند که به فارسی افغلونی خاورمیانه ای بنویسند. این دو گروه هر چند که زور زدنشان متفاوت است اما یک نقطه مشترک دارند که سعی می کنند زبان شیرین افغانی ایرانی را تغییر دهند که این کار هم به نظر بنده خیلی زشت و بی ادبی محض است. اینها به خیال خودشان فکر می¬ کنند که می توانند با این کارشان زبانی با طعم عسل تولید کنند. غافل از اینکه متوجه نیستند که عسلهای این دوره و زمونه همشان قلابی اند.»

جناب سؤز آتان عینک ته استکانی اش را در آورده و بعد آنکه یه کمی هو کرده شروع به تمیز کردن آن می کند. اما عینکش تمیز نمی شود. با این اوصاف او دوباره لب تر می کند و شروع به سخن گفتن می نماید:

«در این کهکشان راه شیری تنها یک نفر به زبان قند و عسل فارسی افغانی ایرانی اصیل نویسندگی می کند آن هم کسی نیست جزء جناب آقای آیاق یالین. آیاق یالین با آنکه پا برهنه است از خس و خاشاک زمانه نمی ترسد و در راهی که گرفته پیش می رود.

 پیش پیش پیش! ببخشید باز هم گربه؟!! بله می گفتم ماجرای آیاق یالین مثل ماجرای کمدی است که کسی آن را باز نکرده است و و وقتی آن را باز کند با کمربند مشکی دان سه او مواجه میشود.»

سؤز آتان سپس به مسئله ماندگاری زبان فارسی افغانی در ایران اشاره می کند. و با انگشت اشاره راز ماندگاری آن را در سنگ نمکی که در جلویش گذاشته است می داند. ایشون در ادامه بیانات پر فیضشان باز هم افزودند: «هر چه بگندد نمکش می زنند وای به روزی که نمک تمام شود!. وقتی که نمک تمام شود نمکدانها خالی میشوند و زخمهایی که باید بر روی آن نمک پاشیده شود چرک می کنند. عفونت همه جا را فرا می گیرد.»

با این تعبیر زیبا، جناب آقای سؤز آتان در ادامه افزودنیهای لازم را بر سخنان خود افزودند و دوباره گفتند: «ما باید از آیاق یالین الگو بگیریم. باید الگوی او را به خیاط برده و از او برای خود کت و شلوار مناسب با تیپمان سفارش بدهیم تا لباسی که می پوشیم مناسب انداممان باشد. بیایید از نداشته هایمان دشت کنیم تا محتاج دشت بانها نشویم.»

باید این را هم بگویم که آیاق یالین شاعر، آشپز، نویسنده، بقال، مخترع، طنزنویس و یکی از نوابغ سال هزار و سیصد و اندی بوده وعاشق اندی است. او در یکی از روستاهای سرپوشیده امروزی به دنیا آمد که آثار ذیل از وی منتشر شده است:

ـ کفشهایم کو؟!!
ـ مردی با پاهای کثیف
ـ پابرهنه ها به بهشت نمی روند.
ـ مردی که کفشهایش را چال کرد.

ـ پا برهنه شماره 1356 (این کتاب رمانی بلند است که آیاق یالین آن را در طول 36 سال رندگی پر برکتش نوشته است و هر موقع هم که نفسش بند آمد این رومان تمام خواهد شد.)
ـ پیش پیش پیش! (این کتاب جالب یکی از کتابهای مشهور سؤز آتان است که به نظرم حیف است که اشاره ای به آن نداشته باشیم. مضمون این کتاب پیش پیش پیش! است که نویسنده آن طی مصاحبه هایی که انجام داده است با کلمات رمزی پیش پیش پیش! پر شده است که تا به حال هیچ کس نتوانسته است آین کتاب با ارزش را رمز گشایی کند. 

در پایان شعری از آیاق یالین می آوریم تا ترنم آن را در عمیقترین نقطه وجودتان احساس کنید.
«همه چیز بوی قرمه سبزی می دهد/ من دارم سرخ می¬شوم/ شاید باور نکنی/ شب درون من جای گرفته است/ خودم را میخورم/ انگار کسی خود خوری ام را باور ندارد/ خاب بر سرتان/ باور کنید/ چشمهایتان را به سیخ می کشم/ تا حرارت من را باور کنید/ من زغال سیاهم/ که از بخت سیاهم، سرخی عایدم شد.»

--------------------------------------------
اتک یازی:
1ـ صالح عطایی یکی از نویسنده های خوب و توانایی است که از جهات شخصیتی مورد علاقه این جانب و آن جانبان می باشد و هیچ نقصانی از او در هیچ جا یا مکانی ندیده و نشنیده ام اما نمی دانم چرا یه هویی اسمشان در لایلای ورقهای موزون و وزین نشریه «وطن یولی» جای گرفته است؟!!

2ـ آیدین فرنگی یکی از دوستان نزدیک من است که از دور و نزدیک با کارهایش آشنا هستم و نمی دانم که چرا نامش در بالای مصاحبه ای قرار گرفته است که در آن مصاحبه به جزء توهین چیزی نمی توان مشاهده کرد لابد کار اجنه است که نام او را با هجی و مجی حک کرده اند. امیدوارم که اینطور باشد وگرنه کار ما با آدمیزاد طول خواهد کشید.

3ـ این نشریه یک از نشریات زیبایی است که تاکنون به اندازه حتی یک سر سوزن دروغ نگفته است و همه نوشته ها و مقاله های آن راست محض است. امیدوارم با خواندن این مجله وزین و موزون و به نرخ روز نوشته شده بیشتر به حقایق آن پی ببرید. این نشریه به یاری شما آذربایجانیها نیازمند است. هیچ کس تنها نیست. هر کجا باشید این نشریه حقیقت را خواهد گفت. چونکه زبان این نشریه زبان واقعی است که می توانید در کله پاچه پزی ها هم مزه اش را امتحان کنید.
4ـ این کلمه بیشتر در زبان زیبای ترکی(با قاعده ترین زبان بین المللی دنیا) کاربرد دارد. این کلمه بهترین نیروی محرکه برای جرکت دادن چهارپایان است.

5ـ انتشتین: دانشمند بی ادبی که زبانش را برای همه درآورد و از آن موقع به بعد بود که به تاریخ پیوست. تاریخ علم را بر همین اساس به دو دوره می توان تقسیم کرد: اول: تاریخ قبل از زبان درآوردن انشیتن دوم: تاریخ بعد از در آوردن زبان انشتین. به هر حال میتوان نقش زبان را در هر زمینه ای مشاهده کرد.  



Nə olsun kı

نه اولسون کی ؟!!

مهدی اصولی
          
ـ «نه اولسون کی من سنی سئویرم؟!! ائله ننه¬م ده، کیچیک عمیمی سئویر، کیچیک عمیم ده، ایتینین کوچویونو...» 
عمیم دئییر: «او کوچوک ایکی ایلدن سونرا، خییوودا هامینین ایتینی بوغاجاق .سارابی دئمیرم، سارابدا قاچسا دا قاچیب، مئیدانین بی باشی اوتدودو، بی باشی اوتوزدو. اهر ده، آنجاق مئیداندان قاچماز. یانی قاچسا دای باشیمی یئره سوخار. جمعده باشیمی قالخیزا بیلمه¬رم. هئله¬ده گرک سئل گلنده، اؤزومو خییوو چایینا آتیب بوغام. هئچ مئییتیمی او ایی چکن ایتلر ده، گلیب تاپا بیلمه¬یه. بیلیرم او کوچوک منی تاپار، ایییمی بیلیر، بیلیرم! بوغولسا خییوو چایینا آتارام سو گؤتوروب گئدر.»
ـ «نه اولسون کی، آدام چوخ ایسته¬دیینی بیر گون ده، آتار.»
عمیم دئییر: «فقط او کوچوک هئیکلیمه سیشمه¬یه. خییووو بوغسا، اهری ده بوغسا، هئچ ساتمارام هاا…ا مین ایله ده! آنجاق ده¬دؤوون پیرایدیندان باها گئدر.» 
ـ «آتاما، ده¬دؤن دئییر، یانی منه دئینده ده¬دؤن دئییر، اؤزونه داداش دئییر، اؤزگه¬لرینه ـ منیم او معللیم اَخَبیم ـ دئییر. اؤزو ده معللیم دئینده بیر آز فرح¬لنیر. اوللرده ده¬دؤن دئمه¬سی آجیغیما گلسه ده، ایندی داها اؤیرنمیشم.
نه اولسون کی! آدام هر نه¬یه ائله تئز اؤیره¬نیر. یادیندا سن نه تئز اؤیرندین؟!! عمیمین ده، او کوچویو بوغولسا، یادیندان چیخارداجاق. هله او عمیم کی، او کوچویونون بوغازیندان دا، سو ایری گئدنده، تبریزه مال دوختورونا گؤتورور.
نه اولسون کی! آدلاری مال دوختورو اولاندا، ائله مالا، قویونا، ایته، آتا دا، باخیرلار. تکجه ائششه¬یه باخمیرلار. باخماغینا باخارلار هاااا…!، آنجاق بیری ائششه¬یینی دوختورا آپارمیر کی، یانی بیزیم فرهنگیمیز، او یئره یئتیشمه¬میش کی، ائششه¬ییمیزی دوختورا آپاراق. نه اولسون کی، ها آپارمایاق! هئچ گؤر ائششکلریمیزه بیر شئی اولور؟!! خییوودا ائبئله ائششک وار، گونو ـ گوندن ده، آرتیر.
نه اولسون کی، من سنی سئویرم؟!! ائله عمیم ده، او کوچویونو سئویر، آنجاق بوغولسا خییوو چایینا آتاجاق. سن ده منی آتسان نه اولاجاق. دیبی بودور ـ ایت کیمی، آتدیم ـ دئیه¬جکسن. اونو دا، کیم نه بیله¬جک، تک اؤزون بیله¬جکسن. عمیمه باخما کی، مین نفر میئداندا گؤره¬جک، ایکی مین نفر ده، قفه¬ده ائشیدیب بیلر، قفه¬ ده، بیلدی، خییوودا هامی بیله¬جک. باشی یئره سوخولاجاق. باشینی قالخیزا بیلمه¬یه¬جک. منه نه اولاجاق؟!!، دایجا باشیمی یوخاری قالخیزیب، سنین یئرینه باشقا آدام گزیب تاپاجام. عمیمین، آتامین پرایدیندان باها کوچویو بوغولسا، ایت گونونه قالاجاق. منه نه اولور؟!! سنه بیر اوزوک وئرمیشدیم، او دا، سنین، هئچ ایسته¬میرم. دوستومون دوکانیندان گؤتورموشدوم، عمیمین ایتینین گؤتونه کی! او کوچوک عمیمین هئیکلینه آفتافا گؤتوره¬جک، سن ده، منیم هئیکلیمه آفتافا گؤتورمک ایسته¬ییرسن؟!!
نه اولسون کی آخی مئدانین بی¬باشی اوتدودو، بی باشی اوتوزدو. آفتافا گؤتور. ایت آدامین هئیکلینه آفتافا گؤتورسه یاخشی¬دیر یا آدام آدامین…؟!!
 

فراخوان پنجمین دوره جشنواره غیردولتی «آنامین یایلیغی»

انتشارات یایلیق / Yaylıq yayın evi

 

اخبار انتشارات یایلیق اردبیل \ Yaylıq yayın evi ilə anamın yaylığı festivalının xəbərləri-ərdəbil

با عرض تشکر، خواهشمندیم همانند ادوار قبلی برگزاری این دوره از جشنواره را هم با قرار دادن فراخوان در وبلاگ و سایت، چهره به چهره، کامنت‌گذاری، ارسال ایمیل، فرستادن پیامک و ... به اطلاع علاقمندان فرهنگ و هنر منطقه آذربایجان برسانید.

........................................

بسمه تعالی

فراخوان پنجمین دوره جشنواره غیردولتی «آنامین یایلیغی»

«برترین‌های فرهنگی- ادبی منطقه آذربایجان از نگاه مخاطبان»

 

بخش‌ها:

1- برترین‌های فرهنگی- ادبی منطقه آذربایجان از سال 1300 تا سال 1390 هجری شمسی

2- برترین‌های فرهنگی- ادبی منطقه آذربایجان در سال 1391 هجری شمسی

3- تأثیرگذارترین چهره فرهنگی- ادبی منطقه آذربایجان در سال 1391 هجری شمسی

 

نحوه انتخاب:

الف: هر شرکت‌کننده عزیزی می‌تواند: 5 نشریه برتر، 5 کتاب برتر، 5 شاعر برتر، 5 داستان‌نویس برتر، 5 منتقد ادبی برتر، 5 محقق ادبی برتر، 5 طنزپرداز برتر-نظم و نثر-، 5 نمایشنامه‌نویس برتر، 5 شاعر و نویسنده برتر حوزه ادبیات کودک و نوجوان منطقه آذربایجان را بین سال‌های 1300- 1390 (ه. ش) جداگانه و به ترتیب اولویت انتخاب کرده و به جشنواره ارسال نماید.

ب: هر شرکت‌کننده عزیزی می‌تواند: 3 نشریه برتر، 3 کتاب برتر، 3 شاعر برتر، 3 داستان‌نویس برتر، 3 منتقد ادبی برتر، 3 محقق ادبی برتر، 3 طنزپرداز برتر-نظم و نثر-، 3 نمایشنامه‌نویس برتر، 3 شاعر و نویسنده برتر حوزه ادبیات کودک و نوجوان منطقه آذربایجان را در سال 1391 (ه. ش) جداگانه و به ترتیب اولویت انتخاب کرده و به جشنواره ارسال نماید.

ج: هر شرکت‌کننده عزیزی فقط می‌تواند 1 چهره تأثیرگذار برتر فرهنگی- ادبی برتر را در سال 1391 انتخاب فرماید.

* با توجه به این که پنجمین دوره جشنواره غیردولتی آنامین یایلیغی در 3 بخش جداگانه برگزار خواهد شد، شرکت‌کنندگان گرامی می‌توانند در هر 3 بخش ذکر شده با قید بخش مورد نظر در ذیل آثار، شرکت کنند.

** شرکت‌کنندگان عزیز می‌توانند به 2 صورت در این دوره شرکت نمایند.

 1- فقط اسامی منتخبین خود را به ترتیب اولویت و ذکر بخش مورد نظر انتخاب کرده و در جشنواره شرکت کنند./ برندگان این بخش به قید قرعه انتخاب خواهند شد.

 2- دلایل انتخاب منتخبین خود را به صورت مقاله ارسال فرمایند./ آثار شرکت‌کنندگان این بخش داوری شده و اسامی برندگان اعلام خواهد شد.

*** هر شرکت‌کننده‌ای در صورت امکان محل تولد، سال تولد، سال وفات (در صورت رحلت)، و محل دفن هنرمندان منتخب خود را ارسال فرماید.

**** مقاله‌نویسان گرامی می‌توانند مقالات خود را به هر دو زبان ترکی و فارسی ارسال نمایند.

***** به برندگان جشنواره لوح تقدیر، کتاب و در صورت حمایت مالی فرهنگ‌دوستان و فرهنگ‌پروران منطقه آذربایجان و تأمین هزینه، تندیس جشنواره اهدا خواهد شد.

 

نکات لازم:

1- پنجمین دوره جشنواره غیردولتی آنامین یایلیغی اینترنتی است.

2- با توجه به این که انتخاب برترین‌های فرهنگی- ادبی منطقه آذربایجان از نگاه مخاطبان، تجربه‌ای تازه و برای اولین بار است، وجود نقایص و کمبودها امری بدیهی است.

3- با توجه به این که برخی از هنرمندان منطقه آذربایجان آثار خود را به هر دو زبان ترکی و فارسی نوشته و منتشر می‌کنند، انتخاب‌کنندگان گرامی در انتخاب خودشان، آثار ترکی و یا فارسی این عزیزان را که در جهت باروری فرهنگ و هنر این منطقه تولید شده، مد نظر قرار دهند.

4- در انتخاب نشریه و کتاب برتر، کتابها و نشریاتی مد نظر هستند-بویژه از سال 1357 به بعد- که با اخذ مجوز، چاپ و منتشر شده‌اند.

5- هر شرکت‌کننده‌ای در این دوره فقط حق یک بار شرکت دارد و به نظرات و مقالاتی که بعدا ارسال شوند، ترتیب اثر داده نخواهد شد.

6- اسامی تمام شرکت‌کنندگان در وبلاگ انتشارات یایلیق درج خواهد شد.

7- اسامی تمام هنرمندان منتخب به ترتیب انتخاب و بر اساس رتبه کسب شده در هنگام اعلام نتایج، در وبلاگ انتشارات یایلیق درج خواهد شد.

8- انتخاب منطقی و به دور از تعصبات فردی، گروهی و ... نشان دهنده احساس مسئولیت هر شرکت‌کننده عزیزی است.

9- نشانی وبلاگها و سایت‌هایی که فراخوان پنجمین دوره جشنواره غیر‌دولتی آنامین یایلیغی را منتشر کنند، در پست جداگانه‌ای در وبلاگ انتشارات یایلیق درج خواهد شد.

10- منبع رسمی اخبار جشنواره غیر‌دولتی آنامین یایلیغی، وبلاگ انتشارات یایلیق {www.e-yayliq.blogfa.com} است.

 

مشخصات فردی شرکت‌کنندگان :

1- الزامی: نام، نام خانوادگی، نام پدر، تخلص هنری، جنسیت(مرد/زن)، تاریخ و محل تولد

2- اختیاری: میزان تحصیلات، شغل، خلاصه سوابق فرهنگی و هنری، آثار چاپ شده و درحال چاپ، و عکس

 

 مشخصات سکونتی شرکت‌کنندگان :

1- الزامی: آدرس پستی شامل: استان، شهرستان، شهر/روستا، خیابان اصلی و فرعی، کوچه، پلاک و کد پستی؛ تلفن ثابت و همراه

2- اختیاری: نشانی سایت، وبلاگ و ایمیل

 

نحوه ارسال:

شرکت‌کنندگان محترم  نظرات و مقالات  خود را یا از طریق کامنت خصوصی در وبلاگ انتشارات یایلیق و یا به ایمیل {ss.donyavi@gmail.com} ارسال فرمایند؛ در ضمن شماره‌های 09358017967-09148637090 خطوط ارتباطی بین جشنواره و علاقمندان خواهد بود.

 

زمان‌بندی:

آغاز جشنواره: 15/10/1391

شروع ارسال اثر: 1/11/1391

آخرین مهلت ارسال اثر: 30/11/1391

اعلام نتایج: 12/12/1391 «مطابق با اختتامیه اولین دوره این جشنواره در سال 1389 (ه. ش)»

دو هدیه جشنواره غیر دولتی آنامین یایلیغی به هنرپروران و هنردوستان

دانلود مجموع گزارشات هر چهار دوره جشنواره غیر دولتی آنامین یایلیغی و نامه های سرگشاده

دانلود مجموعه شعر ترکی آزاد با عنوان " آدین نه دیر؟"


..........................................................

 

بسمه تعالی

آی منیـم نازلـی بالام     گؤزو اعجازلـی بـالام

دردینی هئچ دئمه‌دین    سینه‌سی رازلی بالامم

 

هنرپروران و هنردوستان گرامی:

وزیر محترم فرهنگ و ارشاد اسلامی:

مدیر کل اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی استان اردبیل:

 

دستی از خاک بیرون بود، کنار و اطراف آن با گِل، سنگ، آجر، شیشه‌های شکسته، پنجره‌های نیمه باز، درهای بسته، دیرک‌های چوبی و ... انباشته شده بود.

از هر طرفی ضجه‌ای می‌آمد و فریادی؛  ضجه می‌گفت: (یاندیم آللاه، ائویم ییخیلدی) فریاد می‌گفت: ( بئل گتیر، سو گتیر، قاچ، نه‌یه باخیرسان، اؤز ائوینده اوچسایدی بئله ائلردین، پئنجه‌یینی چیخار وئر او اوشاغا، ایتی قویما جنازه‌لره یاخینلاشسین، گئت چادرا تاپ، یایلیق تاپ، قئیرتدن اوزاقدیر بیزیم ناموسوموزا اؤزگه‌نین گؤزو ساتاشا، اوغلان آغلاماق چاغی دئییل باشینا آز دؤی، منیم‌ده بالام تورپاق آلتیندادیر، هله اؤلن‌لره آغلایاریق دیری‌لرین قایدینا قال)

 

برای خواندن گزارش کامل چهارمین دوره کلیک فرمایید

 

Nənəm və Barat

ننه­م و بارات

رامین جهانگیرزاده

 

باراتین اوجباتیندان، ننه­مین ده، سسی چیخدی. چویون کاسانی گؤتوروب، ایسپانلار کیمی چؤمچه­ایله چویون کاسایا چیرپارکن اؤز اعتراضینی آچیق صورتده، اوستو آچیق کندین قالاقلارینین قیراغیندا بیلیندیردی. بوتون کند اهالیسی ننه­مین بو ایشینی گؤرندن سونرا، بیر آز قورخودان دوشوب، اؤزلرینه اورک وئریرکن مئیدانا آتیلدیلار. آت مورتوضون، قیچی قیچینا دولاشدی. دانقیلداتدیغی قارا قازان باشینا دوشوب، فیرلاندی. فئر حسن قاققیلدایارکن، آت مورتوضون باشینداکی قارا قازانا، قارا زنجیرله چیرپارکن، اوخودو:

ـ «آت آتیم، آتما آتیم/ مئیدانی قاتما آتیم/ قازانی آتما باشا/ دور گئدک یاتما آتیم»

آت مورتوض، باشیندان قارا قازانی گؤتورندن سونرا باشی گیجه­لیب، سریلدی تورپاغین اوزونه. گؤی یئره قاریشدی، یئر گؤیه، مورتوضون گؤزلری چیخدی قاشینا.

 قوش مجید، قالاغین باشینا قونوب، اوزرلیکلری گؤتوردو، آتدی جاماعاتین باشینا. باشینی قاشیییب، ـ ماشاللاه! گؤز ده­یمه­سین اینشاللاه! ـ دئدی. ائله او حالدا قالاغ اوچولدو، قوش مجید کرمه­لرین آلتیندا قالدی. بیر تهر اؤزونو کرمه­لرین آلتیندان چیخاردیب، اوز گؤزونو سیلیب ـ آللاه سیزین گؤزوزو نه دئییم ائله­سین، من سیزه گؤره اوزرلیکلری گؤتورب، آتدیم باشیزا! ـ دئدی.

 قارنی یئکه قولو قارنینی قاشییب، قوش مجیده آلا چؤیوروب، ـ داشیمی سالیم باشووا، آخی سنه دئین یوخدو، یئر تاپمیردین قونماغا، آغاجلار سنی گؤرمور ایندی دوشوبسن بیزیم بو یازیق قالاقلارین جانینا! ـ دئدی.

قاسیم، ناخیرلارلا کنده گیردی. گؤردو کی هره بیر شئی گؤتوروب، دانقیلدادیر. اوزونو ننه­مه ساری دؤندریب، ـ آی ننه­قیز یئنه نه اولوب، آیی باتیبدیرمی، گون توتولبمو؟!! بو قدر های کوی نه­یه گؤره­دیر؟!! ـ دئدی.

ننه­م قاسیمی قورخودا گؤروب، دئدی: ـ قاسیم بالا هئچ نه اولماییب، بیز دئموکراتیا یولو ایله اعتراضیمیزی بیلندیرمک ایسته­ییریک، بیزیم ایسپانلاردان نه­ییمیز اسکیکدیر؟!! قازان دئسن واریمیز، چویون کاسا دئسن لاپ اعلاسی! بیز گرک بو باراتی باشا سالاق کی دونیا دئمورکاتیایا قارشی اولا بیلمز. ایندی گئدیب یوخاری کندین کاتتاسی ایله گیزلی صورتده دانیشیق آپاریر! یوخاری کندین کاتتاسی هئچ آللاهی دا تانیمیر نه جور اولور، بیزیم بو کاتتا بارات او دینسیز ـ ایمانسیز کاتتا ایله ال بیر اولوب، اونونلا دانیشیق آپاریر. آند اولسون یئرین ـ گویون آللاهینا، بیز بو ایشی بئله قویا بیلمه­ریک، یوخسا دینیمیز ـ ایمانیمیز هئچ اولوب، قالاقلاریمیز یئرله یئکسان اولار…!.  

قاسیم قاشینی برکیدیب، اؤزونو عاغیللی آدام کیمی آپاراراکن دئدی: ـ بیز بو ایشی باشا چاتدیرماق اوچون، کاتتانی باشا سالمالیییق. دئدیینیز دئموکراتیا چوخدان کؤهنه­لیبدیر. کاتتانین قنیمی، یوخاری اوبادا یاشایان،  قارا حسینعلینین اوغلو­دور. قارا حسینعلی­نین اوغلوندان باشقا هئچ کیم کاتتا ایله باشارا بیلمز. بیز گرک اونا ایمئل گؤندرک، تئز اؤزونو بورا یئتیرسین.

ننه­م قاسیمین ایفاده­سینی گؤروب، دئدی: ـ قاسیم بالا! سن دییه سن ناخیر اوتارا ـ اوتارا عاغلینی ایتیریبسن. آخی قارا حسینعلی­نین اوغلونو من سندن یاخشی تانییرام، او شوغریب­ بوش یئره بیر ایش گؤرمز. گؤزسه ده، بیز قالاقلاریمیزدان ال اؤزمه­لییک. قالاقلاریمیزدان ال اؤزسک، قیشیمیز جهنم اولوب، سویوق بیزی کاردان سالاجاق. اؤزگه­دن بیر های چیخسایدی اؤزونونکونه  بیر چاره ائدردی. اؤزونونکونه های وئرمه­ین اؤزگه بیزیم هاییمیزا قولاق آسماز. هاییمیزا قولاق آسسا دا، بیزی هئیدن­سالیب، وار یوخوموزو اؤزونه چیخاجاق. قاسیم بالا ائله سن او الینده­کی قارا چاینیکین گؤتونه، او قارا چوماغینلا دؤیسن بیزی گؤرر.

قاسیم، ننه­مین سؤزلرینه قولاق آسیب، قارا چاینیکینین گؤتونه قارا چوماغی ایله چیپارکن، دانقیلداتماغا باشلادی.

کاتتا کنده یئتیشن کیمی، گؤزلری کلله­سینه چیخدی. شورگؤز# ایمانی یانینا چاغیریب، بو های کویون نه اولدوغونو سوروشدو. شور گؤز ایمان دا هر نه­یی ننه­مین اوستونه آتدی.

کاتتا بارات، قاشلارینی دویونله­ییب،  اوزونو ننه­مه ساری دؤندردی،  غضبله­نرکن، دئدی:

ـ آی آرواد! سن گئت اؤز ایشینله مشغول اول! کیشی ایشینه قاریشما! من هئچ بیلیرسن یوخاری کنده نه­یه گؤره گئتمیشدیم؟!! بیلمیرسن ده! من اورایا بئجاها گئتمه­میشدیم کی…! تئررورچولاری نئجه محو ائتمه­یه گؤره و اونلاری سیل سوپور ائتمک اوچون گئتمیشدیم؟!! یوخسا ائله گؤررسن صاباح یئریندن بیری قالخیب، قالخانینی باشیمیزا چیرپدی.

کاتتا سونرا اوزونو جاماعاتا ساری دؤنده­ریب، دئدی:ـ آی جاماعات سیز کیشی­سیز! نییه بو قوجا آروادین سؤزویله مئیدانا آتیلیبسیز، سیزه وئردییم یارانه­لر بورنونوزدان گلسین! بودورمو منیم امک حاققیم؟!!

ننه­م کاتتایا ساری غضبلی باخارکن دئدی:

ـ کاتتا! جاماعاتین باشینا پاپاق قویوب اونلارا کیشی روتبه­سی وئرسن ده، کیشی اولمایاجاقلار کی…. چوخ دا، کیشیلنمه! کیشی اولان قالاقلارین قایدینا قالار. بیر  دسته اوزرلییه باغلی اولان قالاقدان قالاق اولماز. اولسا دا، تئزلیکله یئرله یئکسان اولاجاق. بو گونون صاباحی دا وار. صاباحین قیشی دا. سن اؤزونو ائله آپاریرسان کی ائله بیل هئچ نه اولماییب، وئردیین یارانه­لر­ یاریم گونوموزو اؤده­میر. بیر الدن وئریب مین الدن آلیرسان.   

 

اتک یازی:

# شور گؤز: تویلاردا های ـ کوی سالیب ـ به بو  آروادلارین شامی نه اولدو؟!! ـ چیغیران کیشی­لر.

  

ŞEY - ŞÜYLƏR

شئی ـ شویلر

«شئی­لر قاناد چیخارتدی/ شئی­لرین اوستونه قوندو/ شئیلر شئیلره قاریشدی/ بیر شئی چیخمادی/ بیر شئی چیخارتدیق/ بیر شئی اولمادیق/ هر شئیی سارییب،/ هر شئیه شئی قویدوق/ شئیین، شئیی چیخدی/ داغیلدی یئر اوزونه هر شئی/ شئی ـ شویلری ییغیشدیرا بیلمه­دیک/ شئی­لرین ایچینده هر شئی آختاردیق/ هئچ بیر شئی تاپا بیلمه­دیک»

رامین جهانگیرزاده

 

ایندی اوخودوغونوز شئی، بیزیم هر نه­ییمیزی شئی ائدن شئی­لردن باشقا بیر شئی دئییل. بیر شئی اولماسا بیر شئی اولماز. بیر شئیین اولوب ـ اولماماغی بیر شئیین، شئییندن آسیلی­دیر.

هر شئیین اؤزونه گؤره بیر شئیی وار. شئیلریمیزی، شئی ـ شویلرین ایچیندن آییریب، باشقا شئیلرین یانینا قویاندا، بامباشقا بیر شئی اولور. من دئدییم شئی­لر سیز فیکیلشدیینیز شئیلردن فرقلی­دیر. من بیر شئیدن دانیشاندا او شئی­لری یادا سالماق ایسته­ییرم کی بیزیم شئیلریمیزی شئی ائدیرلر. بیر شئی اولماسا نییه بیر شئی چیخاردیرلار. بیر شئی اولوب کی بیر شئی دئییرلر. بیزیم چاره­میز بو شئی­لری ییغیشدیرماقدیر. بو شئی­لری ییغیشدیرماق اوچون بیر نئچه شئی ائتمه­لییک. بیر شئی ائده بیلمه­سک هر شئی باشیمیزا داغیلیب، هر شئییمیز شئیلرین آلتیندا قالاجاق. هر شئیه بهانه گتیرسک، هئچ بیر شئیی یئرینه سالیب، بیر شئی ائده بیلمه­یه­جه­ییک.

بیر شئیی بیلمک اوچون او شئیین، شئی  ـ شویلرینین، شئی­لرینی بیلمه­لی­ییک. او شئی کی گؤزه چارپیر ائله شئی­دیر. داها بیر شئیه بیر شئی چیخارتماق لازیم دئییل. بیر شئی چیخارتماق ایسته­سک او شئیین بوتون شئیلرینی نظرده توتمالییق. بیر شئی بیر شئی اولاندا، بوتون شئیلر شئی اولوب و هر شئی، شئیده قورتاریر. دوزدور کی بیر شئی اولماییب، آنجاق نمه­نه بیر شئیه سبب اولور؟!! بو شئیلرین جاوابی او شئیلرده­دیر کی بیر شئیی اؤز جایناغینا کئچیردیب، بیر شئی ائتمک ایستمکدن قاباق بیر شئی اله کئچیرتمک ایسته­ییر.

بیر شئیه باشیمیز قاریشاندا، باشقا شئیلری اونودوروق. بیر شئییی الده ائتمکله بیر شئیه مالیک اولا بیلمه­ریک، بیر شئیی الدن وئرنده ده هئچ بیر شئی بیزدن آزالمیر. یالنیز بو شئیلرین ایچینده چابالاییب، شیئلرین ایچینده قالیریق.

شئیین اولوب، اولماماغی بیر شئییه ربطی یوخدور، بلکه بو شئی­لرین بیر ـ بیرینه ربطی وار. بیز هر شئی دانیشیریق آنجاق هئچ بیر شئیی نظره آلمیریق.

بیر شئیی دانیشماق اوچون اونا بیر شئی یونتاماق لازیم دئییل، بیر شئی یونتاماتلیییق کی بیر شئییه اوخشارلیغی اولسون. بیر شئییه مالیک اولوب اونا شئی ائتمکله بیر شئی ائده بیلسئیدیک ایندی­یه قدر بیر شئی اولموشدوق. بیر شئی توربامیزدا وارسا، چیخارتمالییق، توربامیزدا بیر شئی اولماسا، یالان یئره بیر شئی چیخارتماقلا بیر شئی اولا بیلمه­ریک.

بیر شئیین فلسفه­سینی آنلاماق اوچون او شئیین هر شئیینی اؤلچمه­لیییک. شئیی هر شئیده آختارماق اولماز. هر شئیی ده بیر شئیدن آنلاماق اولماز. آختاریب آنلادیغیمیز شئیلر هامیسی بیزه باغلی­دیر.

هر شئیی شئیه چکدیک، بیر شئی بیزدن قالمادی. یئرده قالان یالنیز شئیلر اولدو، اونو دا شئی ـ شویلره قاتیب، چرچی­لر آپاردی…  

 

Heç qımları da qımıldamadı qarın otaran qarınpaların

هئچ قیملاری دا قیمیلدامادی قارین اوتاران قارینپالارین

 

گوللری تورپاق آلدی

یئنه گؤزلر قارالدی

اؤلمه­دین، اؤلدوردولر

سنی درده کیم سالدی

رامین جهانگیرزاده

آذربایجان آغلادی، آغی بوزونا قاریشدی. قان قوسدو پالچیق دیوارلار. دیدرگین دوشدو سومویو اتینده. اللری جوجردی، دئپرئملرین آلتیندان. آلنی چاپیلدی، چیلیمچیلپاق اولدو گؤوده­سی. گورولده­دی ایچینده ایچی. هئچ قیملاری دا قیمیلدامادی قارین اوتاران قارینپالارین. قارینلارییلا تبیل چالیب، چؤزگوردولر ایشیق صحیفه­لرینده.  

صیفتینی اونوتدولار. صیفتیندن بویلانیب، بوی آتدین تانرییا قدر. قانینلا چکدین شکلینی بولودلارین اوستونه، اوستوندن گونش کئچدی. اوچدو، اوچولدوغون یئرلردن قانلی گؤیرچینلر. چین ـ چین اولدو کدرلرین. کوره­لندی گؤزلرینده اود. اودلاندی دیلینده سؤزلرین. سنه باخمادیلار مال بئیین کورامال بامبیلی­لار. باخمامازلیغا ووردولار اؤزلرینی. سؤزلرین یئتیم دوشدو، دیشلرینی بیر ـ بیرینه سورتوب، باسدیردین اؤزونو، اؤزون آغلادین. اؤزونده گؤزون آغلادی، اوخودو:

«دونیا ائله کیچیکدیرکی،

بیر یئتیمه یاشاماغا یئری یوخدور.

دونیا ائله بؤیوکدورکی،

آداملاری باسدیریریق نئچه واختدیر.»#

ـ صیفتیمه باخ! باخ! بو قان سنه قنیم اولوب، بوغاجاق، بوتون چیرکین هئیکلینی. هورمه یالان اویدورمالارینی، اویما دردلریمی تورپاقدا اویوموش چاغیمدا. چیلیمچیلپاق اولسامدا، هؤروکلریم تورپاق آلتیندا قالسا دا، قلبیم هله دؤیونور. سفیلجه­سینه سوسوب باغیرتیلاریمی ائشیتمه­سن ده، باخ بو منم بیر بدن، پالچیق دیوار آلتیندا قالان آذربایجان. آیاغا قالخیب، یارالاریمی باغلایاجام. بو بیرینجی و سونونجو یارام دئییل. دئپرئملرین قییناغیندان قوپوب، قیریلاجام باشیندان. اوندا بیلرسن باشسیز بدن نه اولار؟!!ـ دئدین کورامال مال بئیین بامبیلی­لارا.

 

اتک یازی:

-------------------------------------------

# آقشین یئنی سئی

 یاغا  

 

Nənəm və komonist cücələri

ننه­م و کمونیست جوجه­لری

 

 

رامین جهانگیرزاده

 

نانولارلا ایشینی بیتیرندن سونرا، کمونیست جوجه­لری ننه­مین قاباغینی کسیب، قورباغالارین قورولداماغیندان گیلئله­نرکن، قورباغالارین گئییملرینین ده­ییشمه­سینی ایسته­دیلر. ننه­م بو جوجه­لرین گیلئیینی ائشیدندن سونرا دویونجاق گولوب، قاققیلدادی. قاققیلتیسی جوجه­لرین جوککولتوسونه قاریشیب، قاریشقالارین قولاغینا دوشدو. دؤشلرینی قاباغا وئرن کمونیست جوجه­لری قاریشقالاری دنله­ییب، دوه­یه شیللاق آتدیلار. آتلار کیشنه­دی، ایتلر هوروشدو. هؤرومچکلر میلچکلری یئییب دئییندیلر. ده­ده­نین قولاغی گیزیلده­دی. گؤزو قاشینا چیخان ننه­مین گؤزو فیرلاندی قاشیندا. قاشقاباغینی تؤکن کمونیست جوجه­لری، جار چکیب بوتون عالمه یایدیلار کی، قورباغالار لال اولوب، گئییملرینی ده ده­ییشمه­لی­دیرلر. یوخسا دیشیمیزین دیبیندن گله­نی تؤکه­ریک چؤله. چؤل پیشیکلری خبر گتیردیلر کی کمونیست کاروانی یولدادیر. بو کاروانین دوه­لرینین یوکونده دویونجاق دن وار. ننه­م بونو ائشیدن کیمی کاروانین قاباغینی کسیب بیر چووال دن آلدی. آلا  قارغالار قاریلدایا، قاریلدایا ننه­مین باشینین اوستونده اوچدولار.

ننه م­ چووالی تئز چیینینه آلیب قاچدی کمونیست جوجه­لرین یانینا. گؤردوکی یازیق جوجه­لر قورخولاریندان کیریییب گیریبلر تایانین آلتینا. ننه­مین اوره­یی دؤیوندو، بو جوجه­لره یازیقلیغی گلدی، اوزونو اونلارا توتوب، قاباقلارینا دن تؤکرکن، باشلادی اونلاری دانلاماغا: «ده­ده­م حاققی بو قورباغالار دن یئمه­یی بیلمیرلر. باشینیزا آند اولسون، دنلرین هامیسینی سیزین قاباغینیزا تؤکه­جم.»

جوجه­لرین قاباغینا دن تؤکوب باشلادی جوجه­لر ماهنیسینی اوخودو:

 «جیب، جیب جوجه­لریم/جیب ـ جیب جیب ـ جیب جوجه­لریم/ منیم قشنگ جوجه­لریم،/ توکو ایپک جوجه­لریم./ گؤزله­ییرم تئز گله­نیز،/ گؤی چمنده دینجه­لینیز./ آی، مینم!/ جوجه­لریم!/ آی، مینم!/ جوجه­لریم!/ منیم قشنگ جوجه­لریم./ نه یئسه­نیز من وئره­رم،/ سو وئره­رم، دن وئره­رم./ آرزوم بودور بوی آتاسیز،/ آنانیزا تئز چاتاسیز.»#

بیر نئچه ایل او حادیثه­دن سونرا جوجه­لر بؤیویوب، بیبی خانیم گیلین حیه­طینده قایناشدیلار. قارا قازانین ایچینه آتیلیب، گیزلی صورتده پیلان تؤکدولر. بئچه­ اولان کمونیست جوجه­لرین بیری اوزونو او بیری دوستلارینا توتوب دئدی:«  طبقاتی تضادلاری آرادان آرادان رادانرادان پارماق اوچون، بیز بوتون بینالاردا اولان طبقه­لرین هامیسینی اوچورتمالییق. بوتون یئرلرده بیر طبقه­لی بینالار اولمالی­دیر.

  وارلیلارین بئینی پئییندندیر. پوپولیستی پاپاقلاری اونلارین باشلاریندان گؤتورمه­لیییک یوخسا پئیینلری آرادان آپارا بیلمه­ریک.»

ائله بو حالدا ننه­م اونلارین اوستونه چیخدی. اوزونو توتوب اونلارا دئدی: «آلا قارغالار سیزه قنیم اولسون، بئچه اولوب خوروزلانیرسیز. جوککولده­مه­یی دوز عمللی باجارماییب، ایت بانیندا بانلاماغینیزین سببینی بیلمیرم. آی بالا ایندی دونیا ده­ییشیب، ده­ده­ش ایشینی اینتئرنئتله حل ائدیر. دوموش بئشینجی مرتبه­ده کیلیب چکدیریر. چیمناز سونادا چیمیر. چیل ـ چیل توکونوز حاققی حاقوئردی حاققینا چوخدان دالینی چئویریبدیر.»

خیلاصه بئچه اولان کمونیست جوجه­لری، نونلرینه گیریب، ننه­مین قورخوسوندان سسلرینی کسدیلر. هردن بیر بویلانیب، جوککولده­دیلر. 

 

اتک یازی:

--------------------------------------------------------

#  سؤز: توفیق موطللیب­اوو  ـ موزیک: قمبر حسین

چاققانا(2)

«سعداله دنیوی»­نین

«منیم آدیم قاریشقادیر، قاریشقا» آدلی شعرینه بیر ناخیش

 

 

«آددیملاییرام/ اوشاقلیق خاطیره‌لریمی/ اؤزومه بیر انیشتن ایدیم/ دوغو دویغولو/ بؤرکومو قولاغیماجاق چکیب/ آراییردیم آرزولاریمی/ دال چئویریب بوتون گولونج­لره/ ائشیردیم/ ائشینیردیم/ گؤزومون قیراغی ایله آنلاییردیم/ پیچیلتیلاری/ دامیردیم ایچیمه/ آسئت کیمی یاندیریردی جانیمی/ آلئرژی توتموشدوم/ برلی بزک‌لی قوخولارا/ کوت شالواردان اییرنیب/ ساری تئللی قیزلارا دئییردیم/ جهنم اولون!/ باخیش­لاریزا اوخ/ قارنیزدان آجیغیم گلیر/ او سیز/ اودا قارپیز/ به نئیلیم اینانمیرسیز/ من بویام/ باشماق تایی اسیری/ ائله اروپادادا وار آمریکادادا/ فیلیم­لرین بیرینده گؤردوم/ بیر نفر/ ایتین یئمه­یینی قاپدی/ کئف ائله­دیم کئف/ منه بتر یاپیشدی/ گؤزلریمدن آسیلیب قالدی/ اوره­یی­نین باغیرتی­سی/ مارکی­نی بیلمه­دن/ دوستاق بویالی پالتارینا دالدیم/  کیشی­لندیم/ کوزئت دوغدوم/ قاندیدان اوزاقلاشیب/ یاشا دولدوم/ یاشاسین یاشاسین دئیه- دئیه/ یاشا... سین آنلادیم/ آددیملادیم/ بورلا خاتین ایله/ شَهَر یئرینی/ اللریمی آتالاریمین چیینینه قویوب/ شکیل چکدیردیم/ قانلاری شاه­داماریمی اودلادی/ گؤزلرینه باخدیقجا/ آغیزلاری­نین اولماماغی­نی دویدوم/ سوکوت گؤوده­لرینی چارتلاتمیشدی/ چیچک بانی­دان بیر آز اوزاق/ اؤزومو گؤردوم/ همن قوخولار همن آرزولار همن فیلیم/ دوداغیم بوزولدو/ گؤوده­م چارتلادی/ هه دوز گؤرموشم اؤزومم اؤزوم/ سس­سیز سمیر­سیز ییخیب یارادان/ اَل چالیب آلقیشلایین/ قیرمیزی خالچایا آیاق قویوب/ گلمیشم تریبون آرخاسینا/ منیم آدیم قاریشقادیر، قاریشقا»

 

رامین جهانگیرزاده

 شعر ایلک آددیمدا اوشاقلیق خاطیره­لریندن باشلانیر. شاعیر اوشاقلیق خاطیره­لرینی آددیملاییر. هر نه­دن اؤنجه شاعیرین نئجه آددیملاماغی بورادا بیر آز ماراقلی­دیر. او اوشاقلیق خاطیرلرینی آددیملایارکن اؤزونو انشتین کیمی گؤرور. ایشیق سورعتیله زامانین معادیله­لرینی بیر ـ بیرینه وورور. ایشیق ایری ـ مویروله­نسه­ ده، شاعیرین قانیندا ذره ـ ذره یئرییر. دوشونجه­سینی حیصارا چکیر. آنجاق او اؤز سویونو ایتیرمیر، دوغو اولدوغونو اونودا بیلمیر. دوغودا یاشایان اینسانلارا تای بؤرکونو قولاغیناجاق چکرکن آرزولارینی آختاریر. آرزولاریندان ال چکمیر. کئچل زامانین تپه­سینه بیر قاپاز ووروب، یئنی نظریه­لری ثبوت ائتمک اوچون هر نه­یه ال­ آتیر. آرزولارینین ذره­لرینی کشف ائدیب، یئنی بیر فضایا سالیر. آرزولاری ده­ییشیر، یئنی بیر شکیلده جانلانیر. شاعیر اوخویور«آی منیم آرزو قیزیم! آرزو قیزیم»

شاعیر اوخویا ـ اوخویا دالینی هر نه­یه چئویرسه ده، گولوشلر دوداغینا قونماسا دا، آنجاق انتشتین کیمی دیلینی چیخاردیب، ائشمکدن و ائشینمکدن ال چکمیر. چکمه­سینی گئییب، هر یئری آختاریر. هردن ده بیر تاپیل ـ تاپیل پول وئریم تاپیلماسان کول وئریم دئیه نه­سه آختاریر، آنجاق بیر شئی تاپمادیغی اوچون ائشدیکلری کوللری، تاپمادیقلاری شئی­لره پای وئریر. شاعیرین وئردیی پای یالنیز بیر اووج کول سویوغو اولور. شاعیر کوله چئوریلیر، سویویور. آنجاق بو سویوماقلارا باخمایاراق شاعیر هئچ نه­یه گؤزونو یوممور، هر بیر پیچیلتیدان قوپان سسین نه اولدوغونو درحال آنلاییر. هئچ نه اونون گؤزوندن قاچمیر. گؤزونون قیراغی ایله ده اولور اولسون، پیچیلتی­لارین نه اولدوغونو آنلاماق زوروندا اولور.    

  شاعیر فیزیکی تغییراتدان سونرا آسئته چئوریلیب، اؤز ایچینه دامارکن، اؤز ایچینی یاندیریر. او یانیر، یاندیغی جیسمینین ایچیندن یئنی بیر شاعیر دوغولور. بلکه او بونو دئمک ایسته ییرکی:« ایچیم اؤزومو یاندیریر چؤلوم اؤزگه­نی» هر حالدا بورادا فیزیکین حضورو گؤرونور. 

 بر ـ بزکلی قوخولارا آلئرژی توتور، قوخولار شاعیرین بورنوندان یول تاپیب، اونو آسقیراغا سالیر. سقیراغا سالیر.دویونجاق آسقیریر. آسقیراغینین سسینه هامی یوخودان اویانیر. بو شاعیرین سون هیجانینی گؤستریر. بورادا یاتانلاری اویاتماقدا آسیقراغین نه دره­جه­ده اؤنملی اولماغینی یاخشیجاسینا آنلاماق اولور. آسقیرماغین نه اولدوغونو آنلاماق اوچون گرک آلئرژی توتماغی انوتمایاسیز.

شاعیر آسقیراندان سونرا، سقیراغین نه دره­جه ده کوت ـ شالواردان اییره­نیب، ساری تئللی قیزلارا جهنم اولون دئسه ده، آنجاق اونلارین باخیشلاریندان قاچا بیلمیر. اوخلارینی تولازلاییب، گؤزلرینه تاخیر. ساری تئللی قیزلارین گؤزلری چیخیر. شاعیر داها اونلارین گؤزلرینه باخمیر، ساری تئللی قیزلارین قارینلاری شاعیرین گؤزلرینده، قارپیز گؤرکمینده گؤرونور. قارپیزلار اونون گؤزونو قاماشدیریر. بورادا شاعیرین ساری تئللی قیزلارین قارینلاریندان آجیغی گلدییینین ندنینی اوردان بیلمک اولار کی اونون آلدیغی بوتون قارپیزلار یا کال چیخیبدیر یا دا خاراب. هر حالدا او قارپیزدان یارالی­دیر. قارپیزلار کال چیخماسایدی هئچ واخت او ساری تئللی قیزلارین قارینلاریندان آجیغی گلمزدی و اونلارین اینانیب، اینانماماغینا مین بیر دلیل گتیرمزدی. هله بو آجیغی گلدیینی اونلارا آنلاتماق اوچون آیاقلارینی گؤسترمه­یه مجبور اولوب. باشماق تایی اسیری اولدوغونو و باشقا اؤلکه­لرده ده اونون کیمی باشماق تایی اسیری اولانلاری آچیقلایارکن. یئری گلنده قیچلارینی دا گؤسترمزدی. او اوتانمازجاسینا شالوارینی دیزینه­جک چکیب، هئچ نه­دن اوتانمیر، هله آیاقلارینی دا گؤستریر. ایتیردیی باشماق تایینی آختاریر.

ایتیردیی باشماق تایینی گزمکدن یورولاندان سونرا، شاعیر فیلیمه باخیر، او فیلیمده بیر نفر ایتین یئمه­یینی قاپاندا کئف ائله­ییر. سؤیوندویوندن هئچ بیلمیر نه ائتسین.  بورادا شاعیرین فیلیمباز اولدوغونو آنلاماق اولاریدینجا آ. آنجاق بیر نفر ایتین یئمه­یینی قاپاندا کئف ائله­مه­یی بیر آز دوشوندوروجودور. اونون کومونیست اولدوغو بیر آز بیزی شککه سالیر. هر ایت بو راحاتلیغا یئمک تاپا بیلمز. بو ایتین جینسی ده فرقلی­دیر. یالنیز وارلی­لارین بئله ایتلری اولا بیلر. یوخسا کاسیبین ایتی آجیندان قارنینی کوله سورتر. اونون وارلیلاردان آجیغی گلیر و وارلیلارین ایتلرینین آغزیندان یئمه­یینی هر کیمسه قاپاندا کئف ائله­ییر. کئف اوستونده کئفه باخیر. کئفی پوزولمور. کئفیندن بوی آتیب، گؤزلریندن ائشیدیر.

شاعیرین گؤزلری قولاغا چئوریلیر. دوستاق بویالی آدامین اوره­یینین تاپپیلتی­سی، شاعیرین قولاغینا ایلیشیر. بلکه ده باشقا بیر یؤندن باخاندا شاعیرین بورادا کیپریکلرینین اوزون اولدوغونو باشا دوشمک اولار. مارکی­نی بیلمه­دیی اوچون دوستاق بویالی اولان آدامین پالتارینا دوشونور. ائستاتیکا باخیمیندان دوستاق بویالی پالتارین رنگی شاعیری ماراقلاندیریر. شاعیر مارکلارا آلدانمیر. مارکلارین قوندارما اولدوغونو آنلاییب،. هر نه­یین چینی اولدوغونو دوشونور. چینی مارکلار اونون بوتون یاشاییشینا کؤلگه سالیر.

شاعیر فیلمه باخیب، کئف ائله­یندن سونرا، کیشی­لنیر. عصریمیزین ژان­واژانی اولور. یئنی بیر کوزئت دوغور. کوزئتی بؤیودور، بویا باشا چاتدیریر. سونرا اره وئریر. کوزئت اری ایله یولا گئتمیر. کوزئت ائوه قاییدیر. کوزئت شاعیری بئزدیریر. شاعیری کیشی­لیکدن سالیر. شاعیر یولا دوشور، قاندی خیابانیندان باشینی گؤتوروب قاچسا دا، ساچلاری آغاریر، هردن ده بیر اوز ـ اؤزونه«دئیرلرکی دؤزنمده­دی کوزئته، آغارمایین آی ساچلاریم آغارمایین» اوخویوب یاشاییشینین سینماسیندان گیلئی­له­نیر.

یاشاییشیندان گیلئی­له­نه ـ گیلئی­له­نه شاعیر قوجالیر، الینه چلیک گؤتوروب، بیر دن ـ بیره باشینا هاوا گلیب،غارمایین::    غارمایین  بورلاخاتینی، دده­نین کیتابیندان اوغورلاییر، شهر یئرینه آپاریر. اونونلا بیرلیکده شهر یئرینی آددیملاییر. هردن ده بیر یادیگار اولاراق اللرینی شهر یئرینده­کی داشا چئوریلمیش آتالارینین چیینینه قویوب شکیل چکدیریر. داشا چئوریلمیش آتالارینین قوروموش قانلارینی گؤرنده، شاه دامارینا اود دوشور.  

دامارلاری اودلانیر، جانینا قیزیشما گلیر. اونلارین گؤزلرینه باخیر. آغیزلارینین اولماماقلارینی دویور، گؤوده­لرینین چارتلاتماغینی گؤررکن بئله حیس اولونور کی دویونجاق اوتوروب آغلاییر. بیر آز بوشالیر. هله بونا راضی اولمور، چیچک بانی­یه ده گؤز قویور. چیچک­بانی­دن اوزاق دوشمه­یی اونو بیر آز سارسیدیر. اؤزونو چیچک­بانینین یانیندا حیس ائدیر. هر نه فیلیم کیمی گؤزلریندن سووشور. آرزولاری یئنی­دن چیچکله­نیر. دوداغینی بوزوب، بیر آز کوسور. گؤوده­سی چارتلاییر.  روادبیردن بیره، قیرمیزی خالچانین اوستوندن یئریییب، تیریبون آرخاسیندان باش چیخاردیر. شاعیر یوخ اولور. کیمسه اؤزونو اؤزونو تقدیم ائدیر« منیم آدیم قاریشقادیر، قاریشقا!» هامی ال چالیر، بیر اووج شکر تؤکوب، بو قاریشقانی آلقیشلاییر. قاریشقا شکرین ایچینه باتیب، شیرینلشیر. آنجاق هامی ـ شاعیر هارا یوخا چیخدی ـ دئییر.  کیمسه تیروبونا ساری اللرینی اوزادیب ـ باخین! باخین! شاعیرین باشماق تایی­سی تریبونون اوستونده ـ دئییر. قاریشقالار شاعیرین باشماق تایینا سوزولور.

 

 

چاققانا(1) >>--> «دومان اردم»ـین «منه قال دئمه!»شعرینه بیر ناخیش

 

Bura Azərbaycan, danışır Muğan səsi

بورا آذربایجان، دانیشیر موغان سسی

 

«من بیر اینسانام؟!!/ بونا امین دئییلم!/ من بیر جانلی­یام؟!!/ بونا امین دئییلم!/ من بیر داشام/ قارغالار یووا سالیب قولاغیمدا/ اووجومدا اؤلو گؤیرچین/ باشیمدا قورویوب زئیتون یارپاقلاری/ قانقاللار بیتیب آیاقلاریمین دیبیندن/ ترپنمه­یه گوجوم چاتمیر/ اوره­ییم داش دویونه دوشوب/ منی بو طیلیسمدن قورتاران اولاجاقمی؟!!/ بونا امین دئییلم!/ ایسته­سز/ داش گؤوده­­می جیزیب/ یادیگار اولاراق/ یازا بیلرسیز/ آدینیزیلا/ سوی آدینیزی/ اینجیمه­رم/ بونا امینم…»

(داشلار، ر. ج)

رامین جهانگیرزاده

 

بیر آز وطن دئدیلر، سونرا پایلارینی آلماغا چالیشدیلار. پای بؤلنلر، اتینی شیشه چکیب، یئییب قودوردولار. بیر ـ بیرلرینین جانلارینا دوشوب، جان دئییب، جان ائشیتدیکلری وطنین سومویونو اویناتدیلار. اویونبازلارین الینده قارغ اولدو وطن. سومویو ـ سومویوندن آیریلدی. چارتلادی قابیرغاسی. قارغالارین گؤزلریندن باخدیق اونلارا. قاغالار یئنه ده قاغالانیب قاغایی­لارین اوستونده اوتوروب قاغالاندیلار:

ـ باس باییرا بورا وطندیر. اتی ده بیزیمدیر سومویو ده. اتینی یئییب سومویونو ده اوینادیریق کیمه نه.ـ دئدیلر.

وطن، وطن اولمادی، وطن بیر تن اولدو. بؤلدولر ایسته­دیکلری کیمی. پایلارینی آلدیلار زیرپی­لار. زیرهو دئییب زیرپی­لاندیلار. زیرپی­لانیب قاغالیق ائتدیلر. اونودولدو اینسان. داشا چئوریلدی. ترپنمه­یه گوجو چاتمادی. هم ایستیسی اولدو هم سویوغو. نه ایستی­سی ایستی اولدو نه سویوغو سویوق. ایستی سویوغا دوشدو، چارتلادی، اویولدو بو داش، دیله گلدی:

 ـ ترپنمه­یین، هر نه یئرینده­دیر. میخیزی چالا بیلرسیز آیاقدان باشا داشلی بدنیمه. بورا آذربایجان، دانیشیر موغان سسی! میغمیغالارینا هئچ بیر سؤز یوخ! سسیمی میغمیغالارا یوکله­میشم. سسلرین اوچوشوندان هورکوب گورولده­مه­یین. گامیشلیقلارین خیشیلتیسیندان قورخمایین! قولاغینیزی یوممایین، آرازین سسی قولاغینیزا دولاندا دیسکینمه­یین. آراز داها قییقاجی آخمیر. قانینیز قارالماسین. قارا بالیغین لئشینی ایتلر یئییب، قودوردولار. قانیمیزدا هوردولر. هؤرومچکلرین توی بایرامی باشلاندی. باشلارینی قاشیماغا واخت تاپمادیلار. ایت بانیندا میلچکلرینیز بانلایاندا، بامسی بئیرکین قانلی کؤینه­یینی گتیردیلر. خان قازانین بئلی سپدی. دده­ قوپوزونو سیندیردی. آتدی آت دیرناقلی آداملارین اوستونه. توستو قوپدو آت دیرناقلیلاردان. قیزاریب، بوزاردیلار. بیر آز یوخ بلکه بیر آز چوخ هده قورخو گلدیلر:

ـ هئی دده­! اؤزوندن چیخما بئله. ایسته­سک آدینی سیله­ریک تاریخیمیزدن! ـ دئدیلر.

دده­ سؤزه باخمادی. دده­نی چیخارتدیلار سؤزلردن. ساققالی­نی ووردو دده­، توکونو قارا بویالادی. تاریخی یئنی­دن باشلادی. یئددی باشلی ایلانلار، باش قالدیردیلار. یئددی دؤنه دده­نی چالیب، زهرله­دیلر. تاریخ زهرلندی. زهرمارا دؤندو. دده­نی قورو دوشدو قورباغالارین آغزینا، قورباغالار گئجه گوندوز قورلدادیلار. قورباغالارین قورولتایی باشلاندی. کپنکلری سویقیریم ائتمه­یه قرار چیخارتدیلار…

 

Nəqdin yolu nisyədən keçmir

نقدین یولو نیسیه­دن کئچمیر

 

رامین جهانگیرزاده

 

مونتقید بوتون ادبی متنلره ربطی اولان علملری بیلمه­سه یئنی بیر ادبی نقدی یازماغا گوجو چاتمایاجاق، یا دره دن دانیشاجاق یا بره دن!

نقد عالی بیر سویه ده، یئنی بیر ادبیات یاراتماقدیر. مونتقید ادبی متنی نقد ائله­ینده هر یؤندن او متنه باخیب، اوخوجولارا او متنین نه اولدوغونو گسترمه­لی­دیر. تا اوخوجو ائله­یه بیلسین یئنی دن یئنی بیر باخیشدا او یازینی اوخوسون، آنجاق تأسسوفله بیزیم ادبیاتیمیزدا، اؤزلرینی مونتقید یئرینه قویان بعضی­لری نقد یازماغی چؤرک بورجو وئرمک کیمی دوشونوب، یازیرلار.   

دئمک اولار یازیلان نقدلرین چوخلاری یا یازیچی­نین علیهینه یازیلیر یا اونو تعریفله­ییر. بونا اساسن نقدلرین هامیسی بیر ـ بیرینه اوخشاییر. بو اوخشارلیقدان بیلمک اولور کی یئنی بیر ادبی فضادا یارادان مونتقیدلریمیز یوخدور. اولسا دا هله بولود دالیندان چیخماییب، ایشیغینی دا گؤره بیلمیریک.

آدینی مونتقید قویدونسا نقدین یوللارینی چاشباش سالمامالی­­سان. نقدین یولو نیسیه دن کئچمیر. نقدی یازماق ایسته­سن، یئنی بیر باخیشلا یازیلارین آخیشینی آنلاییب آنلاتمالی­سان. بو دا ایلک دؤنه هر بیر مونتقیدین بئینینده اولان فئرکانسلارا قاییدیر. فئرکانسلاری پارازئته دؤندریب یازیلاریندا، بیرینی تخریب ائتمک اوچون ایشله­دن مونتقیدین بو پارازئتی هر نه دن قاباق او مونتقیدین بئینینی پئیینه چئویره­جک. پئیینلر یازی شکیلینده هر یئره داغیلیب اییلندیره­جک.

چکیرتگه لرین نه اولدوغونو آنلامایان اکینچی اونلارلا نئجه داورانماغی بیلمه­سه، بوتون چکدیی زحمتلر آرادان گئده­جک. هر بیر اکینچی ایکینینی آلاق اولاقدان نئجه آییرماغینی و اونلاری محو ائتمه­یینی بیلمه­لیدیر یوخسا اکین یئرینه آلاق اولاق بئجه­ردیب، خرمن واختی هئچ نه گؤتوره­بیلمز.

یئنی ادبی آخیملارین آخدیغی کیمی یئنی نقدلرین ده آخیمی لازیمدیر. سو آخماسا دورولماز. سو بیر یئرده قالسا اییله­نر. مونتقید سویون نه اولدوغونو آنلاماسا ائله بیر یئرده دایانان سو کیمی اونون دا یازیلاری اییله­نیب اوخوجونون دا اوره یینی بولاندیرار.

هر بیر میللتین ادبی و فرهنگینی دوزگون آنلاتماقدا مونتقیدلرین چوخ روللاری اولا بیلر. بو رولو اؤز عؤهده سینه گؤتورن مونتقید، بوتون ادبی متنه آیید اولان علملری آنلامالی­دیر. آنلاماسا هئچ بیر ادبی متنی دوزگون آنالیز ائده بیلمز.

هر نه­یین بیر اورگانیزمی وار. ادبی متنین اؤزونه گؤره خاص بیر اورگانیزمی وار بو اورگانیزمی دوزگون آنلامایان مونتقید، بو اورگانیزمه درین بیر ضرر یئتیره­جه­یینی آنلاماق اولار. مونتقیدلر او زامانکی ان اؤنملی اثرلری سئچیب، اونلارین اوستونده ایشله ییب، اوخوجولارا گؤستردیلر اوندا دئمک اولار کی بیر مونتقید بیر میللتین ادبی پئتانسیئللرینی دوزگون باشا دوشور و بو میللت اؤز ادبی آخیملارینی آنلاییب، سئلین و باتلاغین ایچیندن چیخارلار. هر بیر سئل آخاندا، اونون آخیمی ایله چوخ شئی­لر گلیر.  

 نقدین ایشی بیر یازینین یازیچی ایله نه قدر ایلگیسی اولماغینی گؤسترمک دئییل. نقدین ایشی بیر یازینین بینؤوره­سینی، ایچ کاراکتئرینی و اونون ایچینده اولان بوتون موناسیبتلری آچیقلاماقدیر. آچیقلایا بیلمه­سک، هر نه قارانلیق بیر فضادا قالیب، قارانلیقدا باتاجاق.

ادبی متنلری خاص بیر قالیبلره سالیب، او قالیبلر اساسیندا اونلاری نقد ائله­مک، مونتقیدین دوشونجه دایره­سینی کیچیک بیر یئرده حیصارا چکیر. بو حیصاردان چیخا بیلمیر. ایندی قالیبلر سینیب، هر نه کئچمیشده تعریفله­نن کیمی دئییل. کئچمیش ادبیاتین اؤزونه گؤره قالیبلری وار ایندی هر نه ده­ییشیب و بو ده­ییشیکلر اساسیندا هر نه قاباغا گئدیر.

 

SONCUQ

سونجوق

رامین جهانگیرزاده

 

مینقیلداماقدان اؤنجه بونو آرتیرمالییام کی 1300 قدیم­ده اوندا کی دده­م ـ بابالاریمیز دوه­ ایله سفره گئدیردی، قاغابالالارین بیری بولود اولوب شیمشمک چاخارکن مورادینا چاتماق ایسته­ییردی. یاخچی یادینیزدا اولسا بولودون قیچی ـ قیچینا دولاشدی سونرا زامان فیشک کیمی سووشدو ماشینلار گؤیدن یئره قوندو. یازیق مورادی دا ماشین ووردو. آدینی چکدییم بو قاغابالا نه بولود اولا بیلدی نه ده کی مورادینا چاتا بیلدی.

ایندی بو یازیق قاغابالا آرزوسونا چاتمادیغی اوچون، کؤهنه ته­یر کیمی دؤور گؤتوروب اؤز باشینا فیرلانارکن، توستو بوراخیر. هردن ده تپیک چالیب، سونجوق آتیر، سونجوغو بوشا کئچیر.

او دئییر چاغداش ادبیاتیمزدا بوشلوقلاری دولدورماق اوچون بعضن تپیک چالیب، سونجوق آتمالیییق. منجه اونون سونجوق آتما طرزی­نین بیر آز آخساقلیغی وار. سونجوق آتاندا گرک ساغ ـ سولو و اورتانی نظرده آلمالییق. سونجوغون هارا ده­یدییینی و اوندا اولان ائستاتیکانی آنلامالیییق، اگر سونجوقدا اولان ائستاتیکانی دوزگون باشا دوشمه­سک، دئموکراتیانی دوزگون آنلایا بیلمه­ریک. سول طرفه سونجوق آتساق ساغ قیچیمیزا قارا سو گله­جک. ساغ طرفه سونجوق آتساق سول قیچیمیز آخسایاجاق. یاخشی سی اودور کی دوز اورتایا سونجوق آتاق. هر نه اورتادا باش وئریر. اورتا بیر پاندول کیمی عمل ائدیر. اورتایا ده­ین سونجوغون ضربه­سی تعادول یارادیر.

هر حالدا بیز سونجوق آتمانین نئجه اولدوغونو سیزه گؤستردیک البتده کی منقیدچی بئله اولمالی­دیر، یوخسا سونجوقلار اونون قارنینا ده­یر. قارنینا سانجی دولار سفئهله­ییب مینقیلدایار.

ننه­مین دوستو ماگاندانانانین خالا­سی قیزینین دایی­سی اوغلونون آروادی آناشین قیزی سؤیلو بو باره ده­ بئله سؤیله­ییردی:

ـ بیزیم کور ائششه­ییمیز هارا گلیردی سونجوق آتیردی. من اونون سونجوقلارینا چوخ دیقت ائتدیم. اونون سونجوغوندا اولان آنارشیستی حرکتلر  منی چوخ سارسیتدی. من بو سارسینتی­لار ایچیندن باش قالدیریب، گؤیه باخدیم. گؤیده بولودلارین سونجوق آتماغینی گؤروب تعججوبلندیم. عمیم موراد بیردن بیره منی سسله­دی:

 ـ آ قیز سؤیلو بیر ساعاتدی سنی چاغیریرام، گؤزونو گؤیه زیلله­ییبسن.. او مئرته قالمیش چلیییمی وئر منه! تئز اول گئدک گؤی قارالیب ایندی یاغیش یاغار ائششک پالچیغا باتار، گئده بیلمه­ریک.

من موراد عمیمین سسینی ائشیدن کیمی دیک آتیلدیم. کور ائششه­ییمیزین سونجوغو دوز گؤزومون آلتیندا ده­یدی. گؤیده بولودلار قارالان کیمی منیم ده گؤزومون آلتی قارالدی. من آغلادیم گؤی آغلادی. گؤی آغلادی من آغلادیم. ائششکله بولودون اوخشارلیغینی آنلادیم. موراد عمیم دویونجاق گولوب منه اورک وئردی.

سونجوقلارین اوخشارلیغی اولسا دا، آنجاق ایچ دونیالاری اونلاری بیر ـ بیریله فرقلندیریر. سونجوقلارین ایچینده اولان قووه­لر اونلاردا اولان ایچ کاراکتئرینی گؤستریر.

هر کیمسه و یاخود هر نه سه سونجوق آتیر اونون سونجوق آتماسی اونون ایچینده اولان سیاسی آنلاملاری دا گؤستریر. سونجوق آتان سونجوغو کیمی یاشامالیدیر.

مودئرنیته­نین اوجباتیندان سونجوغون نه اولدوغونو بعضی­لری دریندن دوشونه بیلمیر. اؤزو بیلمه­دن سونجوق آتیب سونجوغو سونجوقلا دؤیه­شده­ییر. هر حالدا او دوشونمه­دییی ایچینده­کی سونجوقلاری اؤزوندن مودافیعه ائتمک اوچون ایشله­دیر. سونجوق آتیر سونجوقلارا قارشی.

اخلاقی باخیمدان سونجوقدا اولان اخلاقسیزلیقلار اونون کیم و نئجه­ایشلتمه­ییندن آسیلی­دیر. سونجوغو دوزگون آنلامایان و اوندا اولان ایچ قووه­نی دوزگون باشا دوشمه­ین دوزگون ایشله­ده بیلمز.

بعضن قاریشقالار دا ایشلری پیرتلاشیق دوشنده شیللاق آتیرلار. شیللاق سونجوغون موکمللشمیش آیری بیر اوزودور. قاریشقالار دوه­یه شیللاق آتاندا سونجوغون نه اولدوغونو آنلاییب سونرا شیللاق آتیرلار.

قاریشقلار پوست مودئرن دوشونجه­نی مودئرن بیر فضادا یاراتماق ایسته­ییرلر. قاریشقالارین دا اؤزونه گؤره قاغابالالاری و قاغالاری اولور. هر حالدا قاریشقالارین دا قاغابالالاری بولود اولوب مورادلارینا چاتماق ایسته­ینده سونجوق آتماغی اونوتمورلار.

سونجوق آتماغی سیز ده اونوتمایین. هر نه سونجوغا باغلی­دیر…

 

آیاق یالین، قوچو عسگر و  ایلهام علی­اوف

آیاق یالین، قوچو عسگر و  ایلهام علی­اوف

 

 

«تعیین جایزه برای اعدام  الهام علی اف ملعون

 در روزهای اخیر مشاهده کردیم که اقدام موهن یک خواننده بهایی (شاهین نجفی ملعون) در اجرای ترانه ای موهن،چگونه حساسیتهای اقشار مختلف را برانگیخت و از مراجع عظام تقلید تا برخی چهره های هنری و حتی برخی افراد گمنام برای اعدام این ملعون جایزه تعیین کردند.

اما به راستی اقدام موهن و زشت و زننده الهام علی اف در آذربایجان و برگزاری شوی همجنسگرایان شدیدتر از عمل آن خواننده معلوم الحال نبود؟؟!!

الهام علی اف درعین حالیکه ریاست یک کشور مسلمان را یدک میکشد در همان حال به جنگ با احکام الهی برخاسته و همجنسگرایی را در آذربایجان آزاد اعلام میکند و از نماد شیطان در باکو (مرکز یک کشور اسلامی ) پرده برداری میکند.

من طبق آموزهایی که از فقه اسلامی آموخته ام این ملعون را مهدور الدم اعلام داشته و برای اعدام این ملعون و مهدورالدم در حد وسع خودم جایزه تعیین میکنم.

 و به هرکس که این ملعون (الهام علی اف) را به سزای اعمال ننگین خود برساند،از سوی هفته نامه صدای اردبیل۱۰میلیون تومان  یا معادل دلاری آن  جایزه پرداخت کرده و دستانش را خواهم بوسید.

امیدوارم این حرکت بنده با حمایت تبليغي دیگر بزرگواران همراه شده و شاهد روزی باشیم که شیعه واقعی در کشور عزیز آذربایجان حکومت میکند.

اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد و آل محمد

اللهم صل علی محمد و آل محمد

محمد صادق اصغری»

قایناق:  http://sedayardabil.blogfa.com/post-129.aspx

 

 

رامین جهانگیرزاده

 

قوچو عسگر ایبنه­لی­یی آرادان آپارماق اوچون الهام علی­اوفون باشینا 10 میلیون تومن جایزه قویدو. بو خبر آیاق یالینین قولاغینا یئتیشیندن سونرا، آیاق یالینین جانینا قاشینما دوشوب بیر یئرده قالا بیلمه­دی. گئجه ـ گوندوز فیکیرله­شیب، اؤزونو اودا ـ سویا سالاندان سونرا سونوندا بئله قراره گلدی کی قوچو عسگرین ایسته­یینی یئرینه یئتیریب، 10 میلیون تومنه مالیک اولسون.  

بونا اساسن گئجه­لرین بیرینده حاقوئردینین پاسلی دهره­سینی و قدمعلی­نین بوز ائششه­یینی تؤله­لریندن اوغورلاییب آراز قیراغینا یولا دوشدو. آتا ـ بابالارین سؤزلرینه قولاق آسماییب بیر تهر بوز ائششگله آرازی کئچدی.*

آرازی کئچندن سونرا بوز ائششه­یی یولغونلارلا اؤرتوب، آراز قیراغیندا گیزلتدی. اوز ـ گؤزونو ده هئچ کیم تانیماسین دئیه کاماندولار کیمی زیغا بله­دی. بو ایشدن سونرا حاقوئردینین پاسلی دهره­سینی قدمعلی­نین بوز ائششه­یینین خورجونوندان گؤتوروب، باکی­یه ساری یولا دوشدو.

آیاق یالینین باکی­یه ساری یولا دوشدویونو آلا قارغالار گؤروب خبرینی هر یئره یایدیلار. خبر بوتون آذربایجانا یاییلدی، ایلهام علی­اوفون قولاغینا یئتیشدی. ایلهام بیر یئرده اوتورا بیلمه­دی. مئهریبان ایلهامین بو دورومونو گؤروب، بیر آز اونا اورک وئردی.

ـ آ کیشی! نه اولوب نییه بو قدر ایضطیراب چکیرسن؟!! بو آیاق یالین دیلیندن دوشمور! اؤزو ده آدینی ائشیدنده قورخوندان رنگ ـ روفون قاچیر!

ایلهام اوزونو مئهریبانا دؤنده­ریب، دئییر:

ـ آی آرواد! هئچ بیلیرسن بو شوغریب آیاق یالین هانسی یووانین قوشودور! آللاه هئچ کافاری­ دا اونا گؤسترمه­سین! دئدیینی ائتمه­یینجه ال چکن دئییل. آللاه او قوچو عسگرین دیلینی چوروتسون، منیم باشیما 10 میلیون تومن جایزه قویدوغو یئرده!

ـ آ کیشی اؤزونو اله آل! ماشاء آللاه ایکی مئتیر یاریم هئیکلین وار! سنه کیم باخسا قورخوسوندان یئرینی باتیرار هله قالمیش جیرتدان بویدا آیاق یالینا!

ـ دانیشدی ده! آی آرواد سن گئت او مطبخده قالانمیش قاب ـ قاشیقلاری یو! بو گون بیلیرسن کی من قاب ـ قاشیق یویان دئییلم.

ـ اؤزون یاخشی بیلیرسن کی من قاب ـ قاشیق یویا بیلمه­رم، بارماقلاریم کورلانار. ریکایا آلئرژیم وار.   

بو صؤر ـ صؤحبتدن سونرا، ایلهام مئهریبانی یوخویا وئریب، گئجه یاریسی قورخوسوندان پرئزدئنتلیک سارایینی گیزلی صورتده ترک ائتدی. جانینی ساتین آلارکن بیلینمه­ین بیر نوقطه­یه قاچدی. قارا قارغالارین بعضی نامعلوم خبرلرینه گؤره ایلهام علی­اوفون داناباش کندینده یئرلشن کؤهنه قبریستانداکی عاباسقولو به­یین مزاریندا گیزله­نمه­یی آیاق یالینین قولاغینا یئتیشدی. آیاق یالین کؤهنه قبریستانا گیزلی حالدا یولا دوشسه ده، یئنه ده او وورغون وورموش آلا قارغالار اونو گؤروب بو خبری هر یئره یایدیلار.

ایلهام بو خبری ائشیدندن سونرا عاباسقولو به­یین مزارینی ترک ائدیب باشقا نامعلوم بیر یئره قاچدی. بو قاچ ها قاچدا ایلهامین قیچی بورخولدو. ایلهام آخسایا ـ آخسایا زوربیللاهلا قاچای گیله اؤزونو یئتیریب، گیزلندی. قاچای ایلهاما چای دمله­دی، ایلهام بیر ایستکان چای ایچیب، دینجینی آلاندان سونرا، قاچای گیلده قالا بیلمه­دی. او قدر قاچدی کی … یاق  یاق    

من سؤز آتان بیلیرم کی ایلهام هر یئره قاچسا دا، آیاق یالین اؤز یولوندان دؤنن دئییل، ایلهامی سیچان دئشیینده ده اولسا تاپیب، حاقوئردینین پاسلی دهره­سی­ ایله اونون حیاتینا سون قویاجاق.

آیاق یالین قوچو عسگردن 10 میلیون تومن آلاندان سونرا اؤزونه بیر ایتالیایی قالوش آلیب باکی­ شهرینده کئفه باخاجاق.

  

اتک یازی:

داش باشینا آراز گؤر نه گونه قالیبسان کی قدمعلی سنی بوز ائششگله کئچیر.

   

Nənəm və sərhədləri aşan sıçanlara çevrilmiş Nanolar

ننه­م و سرحدلری آشان سیچانلارا چئوریلمیش نانولار

رامین جهانگیرزاده

 

سیچانلارا چئوریلمیش نانولار، بیر تهر یول تاپیب، بورکینافاسودان باش چیخارتدیلار. چاخیر ایچیب، کئفلندیلر. ننه­مین گؤزونو اوزاق گؤروب، «اوآگادوگو» شهرینده کئف اوستونده کئفه باخدیلار. دای دئمه منیم بو ننه­م نئچه واخت بوندان قاباق نانولار سیچانلارا چئوریلندن سونرا بورکینافاسونون پرئزدئنتی «بلیس کومپااورا»نین آروادی «ماگاندانانا» ایله پالاز هامارلیغیندا شومون ییغاندا تانیش اولموشدو. خیلاصه بو تانیشلیق اونلارین دوستلوغونا سبب اولموشدور. چوخ صؤر ـ صؤحبتدن سونرا ننه­مین سؤزلری بورکینافاسونون پرئزدئنتینین آروادی «ماگاندانانا»نین اوره­یینه یاتمیشدی. بونا گؤره او ننه­می اؤز اؤلکه­لرینه گلمه­یه دعوت ائدرکن دئمیشدی:

 ـ آی قیز ننه­خانیم سن بیر آللاه بورکینافاسویا یولون دوشسه بیزه حتمن باش چکرسن. قیزا واللاه من او قدر داریخیرام کی هئچ سوروشما! گلسن «کومپااورا»یا دئیه­رم یاخشی تداروک گؤرسون. بیزده یامان سودلو پیلوو» بیشیریرلر.

ـ باش اوسته ماگاندانانا! سن گئت من ده دالین سوره گله­رم. قوی بو شومونلاری آپاریب ائوه قویوم، بیر نئچه جیندیر ـ میندیر گؤتوروب یولا دوشوم.

ماگاندانانا ننه­مین اوزونو مارچیلدادیب، اؤز اؤلکه­لرینه گئتدی. ننه­م شومونلاری ائوه قویوب، تزه آلدیغی تومان ـ کؤینه­یی گئییب بورکینافاسویا یولا دوشدو. طیاره­یه مینیب، اوچدو. بورکینافاسویا یئتیشن کیمی موبایلینی چیخاردیب ماگاندانانایا زنگ آچدی. ماگاندانانا ننه­مین سسینی ائشیتجک گؤزلری گولوب، دئدی:

 ـ قیزا سن ائله دوز دئییرمیشسن. هئچ اینانمازدیم گله­سن. چوخ خوش گلیبسن بیزیم یوردوموزا. بوینوموزا میننت قویبسان.

ننه­م­ بیر آز ایفاده ایله اؤزونو توتوب دئدی:

ـ آی قیز ماگاندانانا! ننه­خانیم بیر سؤز دئسه سؤزونون اوستونده دورار. ننه­خانیم توپوردویونو یالاماز!

ـ هه! قوی ماگاندابالایا دئییم گلسین سنی تراختورلا گتیرسین. ائله سن دوشدویون یئرین یاخینلیغیندا شوخوم وورور. سن آللاه منی باغیشلا. بوردا جمی جومو بیر نئچه­ده­نه ماشین وار اونو دا شوغریب کومپااورا پامبیقلاری درمک اوچون پامبیق درنلری آپاریب.

ـ آی قیز سن ایشینده اول. من تیراختورچو اولدوغوما گؤره تیراختورو هر نه­دن چوخ سئویرم.

ـ یاخشی اولدو! ایندی ماگاندابالا گلیب سنی گتیرینجک من ده بیر آز سیزین اؤلکه­دن گتیردییم شومونلارلا اببک بیشیریم یامان یئمه­لی­دیر. سودلو پیلوولا یامان یئمه­لی اولور.

بو دانیشیقدان سونرا ننه­م بوغچا­سینی یئره قویوب بیر آز دینجلدی. بیر آز کئچمه­میش تیراختورون تیریلتی­سی ننه­مین قولاغینا دوشدو. ماگاندابالا گؤزونه اؤز رنگینده اولان قارا گؤزلویو تاخیب ننه­مه ساری گلیردی. ز دنجلدی. او ننه­می گؤرجک تانیدی، ننه­م ده اونو باغرینا باسیب دوینجاق مارچیلداتدی. بیر نئچه خوش ـ بئش ائدندن سونرا ننه­م میندی تیراختورا. ماگاندابالایا اوزونو چؤروب دئدی:

ـ اوغلوم باس قازا تیراختورو. اوره­ییم بالیق کیمی سوروشور.

ماگاندابالا ـ باش اوسته دئییب ـ تیراختورا قاز وئریب یولا دوشدو.

بیردن بیره ننه­مین گؤزلری سیچانلارا چئوریلمیش نانولارا ساتاشدی. ننه­م ماگاندابالانین بئلینه اللری ایله ووروب دئدی:

ـ آی بالا ماگاندابالا!  قادان آلیم تیراختورون بیر آز قازینی آل یاواش سور. بو شوغریبلر بوردا نه گزیرلر؟!! اؤزو ده لولقنبردیلر. داشیمی سالیب سیزین باشینیزا! آلئی ی ی!

ماگاندا بالا ننه­مه اوزونو چؤروب دئدی:

ـ بو بئکورلاری دئییرسین! صوبحدن ـ آخشاما یا مینج اوینویورلار یا دا نوقطه ـ نوقطه. یا داکی گؤرورسن قارپیزلاری بیر بیرینین یانینا دوزوب آراسینا بیر قارا بادیمجان قویورلار. اؤزو ده هامی­یا دئییرلر بو شعردی. واللاه من شعر کیتابی گؤرموشدوم آنجاق بئله­سینی گؤرمه­میشدیم.

ـ بیی سیزی نه دئییم اولاسیز گؤر هارا گلیب چیخیبلار؟!! تیراختورو دایاندیر بونلارلا ایشیم وار.

ماگاندابالا تیراختورو دایاندیراندان سونرا ننه­م تیراختوردان دوشوب، سیچانلارا چئوریلمیش نانولارا ساری گئتدی. یازیقلار ننه­مدن خبرسیز هر نه آغیزلارینا گلیردی دئییردیلر. بیری صیفیر، صیفیر، صیفیر، صیفیر صفر دئییردی. بیری نوقطه­لری دال با دالا دوزوب آخرینه ده بیر یئکه نوقطه­قویوردو. بیری ده قویونون قیغلارینی یئره دوزوب سونوندا دا بیر دوه قیغی قویوردو.

سیچانلارا چئوریلمیش نانولار بیردن ـ بیره ننه­می باشلارینین اوستونده گؤروب، دیک آتیلدیلار. ننه­م ایکی اللریله آلا چؤروب، دئدی:

ـ کولومو تؤکوم باشیزا! سیز آدام اولان دئییلسیز؟!! بو نه اویوندور چیخاردیرسیز؟!! آبیر بالتاسی سیز ده! هئچ آدام بیلمیر سیزلرین الیندن هارا گئتسین؟!! هله دئیین گؤروم سیز بورا نه جور گلیبسیز آی باشی باتمیشلار.

سیچانلارا چئوریلمیش نانولار ننه­می گؤرجک دیللری تته ـ پته­یه دوشوب دئدیلر:

ـ واواواللاه او یومرو گؤز تای قولاق بیزی بورا گتیردی. آخی بیز هارا بورکینافاسو هارا. بیزه ائله سیچان دئشی­یی ده چوخدور.

سیچانلارا چئوریلمیش نانولار ننه­مین غضبلی باخیشلارینی گؤروب، یاواش یاواش سیچان دئشیینه سوزولدولر. بو دؤنه بورکینافاسونون اوآگادوگو شهرینین قاپقارا سیچانلاری اونلاری گؤروب دویونجاق گولدولر. سیچانلارا چئوریلمیش نانولار هئچ واخت آنلایا بیلمه­دیلر کی بو بورکینافاسونون قاپقارا سیچانلاری نییه اونلارا گولوردولر.

عزیز اوخوجو بو سیچانلارین گولمه­یینین سببینی هئچ من اؤزوم ده بیلمه­دیم. سن آللاه او مئرته قالمیش بئینیزه چوخ زور گلمه­یین گولمه­یه بعضن عیللت آختارمازلار! ائله ـ بئله بورکینافاسونون قاپقارا سیچانلارینا تای سیز ده گولون بو سیچانلارا چئوریلمیش نانولارا. سونرا عیللتینی بیله­جکسیز.

گؤیدن اوچ نانو دوشدو. بیری دوشدو دده­مین بوستان تاغینا، بیری دوشدو قونشوموزون خاراباسینا، او بیریسینی ده دئمیرم هارا دوشدو قالاسیز یانا یانا…

 

NƏNƏM VƏ NANOLAR

ننه­م و نانولار

 

«اللرینیزی قالدیرین، ننه­مین توپانچاسی دولودور»

(بیر گون سیرلریمی بیله­جکسیز. باشینیزا هاوا گله­جک. بولودلارین اوستونده وورشماغا، چالیشساز دا، یاغماغا گوجونوز اولمایاجاق. بولودلاری بئینیزه پیله­سک ده هئچ بیر قیغیلجیم قوپمایاجاق بئنیزدن. اؤزونوزو آزیب، اؤزونوزده ایته­جک­سیز.

 ایت ایلینده هورمه­یین باشقا عالمی وار. ایت ایلینده قاپماغین باشقا بیر دورومو اولا بیلر. ایت ایلینده هر نه باش وئره بیلر. ایت ایلینده ایت دفتریندن پوزولماغا چالیشسام دا، ایت دفترینده قالماغا مجبورام. بیز ماموتلاری اوولاماقدان گلیریک ایت ایلینده. بیز هؤرومچکلرین تورلاریلا توتدوق میلچکلری. میلچکلرین یالنیز قانادلاری قالدی. بیز اوچماغی اؤیرتدیک اکابیر درسینی کئچیردنلره.)   

 

«ماکئدونیالی ایسکندر/ افغانلارین پارتیاسیلا/ نارکوتیو آلوئرینده ایدی/ ایت ایلینده تویوقلارین سویقیریمی/ ایت ایلینده دونوزلار یئریدیلر جانیمیزا/ تورکمن آتلارینین ناللاریندان قوپدو بولودلارین قیغیلجیمی/ دوئل ائتمکده­دیر میلچکلر/ اتموسفئری ده­ییشدیردی قارا بؤجکلر/ فرانسه­ده فئمینیست قادین/ تانزانیانین کوچه­لرینده وئیسللندی/ اکابیر درسینی یاخشی کئچیرتمه­دی بیزیم اوشاقلار/ رابین هود اینگیلتره­نین اویدورمالاریندان باش قالدیریب/ اینتیقامینی آلدی / نینی گالری­ده قلادیاتورلارین بودلارینا باخیردی/ دون کیشوت تاریخی کیشله­یرکن انگی قیفیللاندی/ اللرینیزی قالدیرین/ ننه­مین توپانچاسی دولودور/ پاپاقالارین آلتیندا گؤیرچینلر/ اوراسینا دیققت ائدین/ ززوزنقه­لر تیلیشکه­لی­دیر/ اودخوناجاق یئنه ده شهر/ نورمال بیر دورومدا دئییل هئچ نه/ لازیم گلسه گوله بیلرسیز/ اورکدن گولمک یاساق/ طالیبی سویونو یاشیل اولدوغونا گؤره ایچه بیلمزسیز/ فرانسه ده هله اینقیلاب باشا چاتماییب/ اللرینی قارا یاغا سالدیلار/ نئینه­مک اکابیر درسینی یاخشی کئچیرتمه­دی بیزیم اوشاقلار»

 

رامین جهانگیرزاده

 

ننه­مین توپانچاسی دولو اولسا دا، بعضی­لر اورکله­نیب، اللرینی ائندیردیلر، داها قووزامادیلار. بیر بادام ، بیر قوز چاغیررارکن، «دیلیم دولاشدی ننه­لیک/ کلم گول آچدی ننه­لیک» دئییب باغیردیلار، دینگیل وایا دوشدولر. دینگیل وایی، دینگیل وایی چالیب، اوینادیلار.

ننه­م « اوینا گولوم اوینا/ مامان قوربان بویونا» آنجاق اویناماغین واختینی بیلمه­لی­سن» دئییب دؤزه بیلمه­دی. توپانچاسینی بوشالتدی اونون بوش باشینا. باشیندان نانولار داغیلیب، غیغیلدادی. غیغیلتی­لاری ائشیدیب قاقیلدادی ننه­م. قاققیلتی­سی گؤیه قالخدی. قاققیلتی­لار رقملره چئوریلدیلر. دیفرانسیل اولدولار. موعادیله­لری بیر ـ بیرینه ووردولار. واریانتلاری بیر ـ بیرینه قاتیشدیریب، رادیکاللارین باشینا یاغدیلار. رادیکاللارین باشی یاریلدی، ازیک ـ اوزوک اولدولار. بوزوکلرینی قیسیب، کیریدیلر. داها هورمه­یه گوجلری قالمادی. قارا گونه قالدیلار نانولار، ننه­مین اوجباتیندان. اوجو بیلینمه­دی هئچ نه­یین. حروفلارا چئوریلدیلر نانولار قورخولاریندان. «نیننه جانیم! نینیه!» دئییب، نانکور آنلارینی، کورامال ایلانلارا آنلاتماق ایسته­دیلر. اوسته­لیک آنلاماز دئدیلر آنلایان آنلارا.

ننه­م یئنه دؤزه بیلمه­دی. بؤلدو حروفلارا چئوریلن نانولاری، جیریق ـ جیریق ائله­دی. جیریلدی نانولار، تیکه­له­نیب، سیچان دلیی­نی ساتین آلدیلار، گیردیلر سیچان دلی­یینه. سیچانلار توی توتدولار نانولارا. نانولار سیچانلارلا ائولندی. نانولارین نسلی ده­ییشیلدی. نانولار سیچانلار چئوریلدیلر. سیچانلار چتنه چکیب، اوچدولار خیاللاردا. سونرا دئشیکلردن چیخیب، بویلاندیلار. بویلاری ننه­مین بویونا چاتمامادیغی اوچون، آیاقلارینین آلتینا چارپایی قویدولار. ننه­مین گؤزونه باخیب، چارپایی­نین اوستونده لامبادا اوینادیلار.  سیچانلارا چئوریلمیش نانولارین لامبادا اویناماغی ننه­مه بیر آز ماراقلی گلدی. ننه­م توپانچاسینی قویدو قیراغا، قارمونونو تومانیندان چیخاردیب، چالدی. چال ها چال دوشدو، ننه­م قارمونونو چالدیقجا سیچانلارا چئوریلمیش نانولار اوینادیلار. او قدر اوینادیلار کی باشلارینا هاوا گلدی، باشلاری هاوا ایله دولدو. گیجه­لیب، چارپاییدان ییخیلدیلار، ییخیلیب یاخیلدیلار یئره. یئرین چارتلاغینا سوزولوب، قاریشقالارین اوستونه تؤکولدولر. قاریشقالار بورونلارینی توتوب، بیر ـ بیرلرینه شوبهه له نیب ایشاره ائتدیلر. بیر ـ بیرلرینه بؤهتان آتدیلار. آت قاریشقا مئیدانا دوشوب، دئدی:«بیر ـ بیریزه بؤهتان آتمایین! بو ایی سچانلارا چئوریلمیش  نانولارین اییسی­دیر»

 

وئبلاگ

 جیزماقارا وئبلاگینین یئنی آدرسینی بورادان ایزله­یه بیلرسیز:

www.cizmaqara1.blogfa.com

 

ایکی حئکایه

لطف ا… شیرین­زبان

 لطف­ا… شیرین زبان 1345 ـ جی گونش ایلینده اردبیل شهرینده دونیایا گؤز آچیر. نیلوفر ایله محمدحسین آدلی بیر قیزی و بیر اوغلو وار. «شهید بهشتی تهران» دانشگاهیندا عالی مکتبینی بیتیریب. آلتی حئکایه توپلوسو و بیر رومان کیتابی ایشیق اوزو گؤروب، ایکی کیتابی دا چاپا حاضیرلانیبیر.

500 ـ دن چوخ مقاله و حئکایه­سی قزئتلرده و درگی­لرده چاپ اولونوب.

 

ایشیق اوزو گؤرن کیتابلاری:

1ـ «حکایات کهن»
2ـ «ازعشق و جنون»
3ـ «پوستین گرگ»
4ـ «داستان مقداد»
5ـ «بخوریم و بکوبیم»
6ـ «ودیگرهیچ»
7ـ «موسرخه»


چاپا حاضیرلادیغی کیتابلار:

1ـ «عشقولانه پهلوان اکبر»
2ـ «حکایات ازیادرفته»

 

# فاغیر #

 

قفه­خاندا اوتورموشدوق. همیشه­کی کیمی آروادلاریمیزا بای قویوردوق. هامیمیزین اعصابی خاراب ایدی. هره بیر جوره آرودیندان داد ـ هارای چکیردی. لاپدان حسن نه آلارسان نه ساتارسان دئیه دئدی: «منیم آروادیم چوخ فاغیردی!»

 هامیمیز حسنین اوزونه باخدیق. قیافه­سی شوخلوق ائله­ین آداما اوخشامیردی.

علی دئدی: « آللاه هر نه یاخشی شئی وار بیر نفره وئریبدی؛ یاخشی پول، یاخشی ائو، آخیرده ده یاخشی آرواد.

ولی دئدی: « کئشکه آللاه آدامین عؤموروندن گونلری اسکیک ائیله­ییب قویایدی شانسینین اوستونه. معلوم اولور کی بو حسن نییه گونو ـ گوندن اته ـ قانا گلیب کؤکه­لیر. بیزه باخماکی آرواد او قدر بیزه عذاب ـ اذیت وئریب کی آزا قالیر ایچیمیز اوزولسون.

ممدولی دئدی: «ائله اونا گؤره مئشه­ده همیشه یئمیشین یاخشی­سی چاققالا قیسمت اولار.»

حسن بیر آز گولومسه­ییب دئدی: «قویون سؤزومو قورتاریم، سونرا باشلایین تیکه آتماغا! من دئدیم آروادیم فاغیردی آنجاق فاغیر ایلان. گؤرورسن آدامی ائله سانجیر کی هئچ یانا الین چاتمیر. ائله او حالدا قیوریلا ـ قیوریلا قالیرسان!»

هامیمیز بیر ـ بیریمیزه باخیب، اورکدن گولدوک…!

& & &

 

# یاشاییش #

 

بیرینجی ائپیزود:

عسگرلیی(سربازلیغی) تزه قورتارمیشدی، ائولنمک ایسته­ییردی. یان دؤوره­سینه باخیب، گؤردو کی اوندان قاباق هرکس کی ائوی یوخ ایدی ائولنیبدیر. چوخ چتینلیک چکمیشدی. بئله قراره گلدی کی ائو آلاندان سونرا ائولنسین.

گئجه گوندوزه سالیب، ایشله­دی، هرنه قازانیردی جمله­ییردی. قیرخ یاشینا چاتجاق ائو آلدی، اؤز ـ اؤزنه دئدی: «قوی ماشیندا آلیم سونرا…!» قیرخ بئش یاشیندا  هر نه­یی وارییدی، عاییله قورماغا حاضیرییدی. نئچه قیزا ائلچی یولادی هامیسی یوخ دئدی. او هئی اؤز ـ اؤزونه دوشونوب دئدی: « منیم ائویم، ایشیم، ماشینیم وار بس نییه ائلچی یوللادیغیم بوتون قیزلار یوخ دئدیلر؟!!»

اللی یاشینا چاتدی، داها ائولنمه­یه هئچ بیر اومیدی قالمادی. یئنی­دن دالی باخیب اؤز ـ اؤزونه یئنه دوشونرکن دئدی:« اییرمی یاشیمدا ائولنسه­یدیم ایندی هم ائویم، هم ایشیم، هم ماشینیم،  هم ده آرواد ـ اوشاغیم وارییدی…!»

او یاشاییشینین چوخ شئیلرینی اله گتیرسه ده، هر نه­یی اودوزموش گؤروب، الینی قویوب اوزونه اورکدن آغلادی. او آغلایارکن گؤیده­کی بولودلار اونونلا باش باشا قویوب آغلادیلار…

 

ایکینجی ائپیزود:

اون سگگیز یاشیندا قونشو قیزینا وورولدو، اونونلا ائولنمک ایسته­دی. کیمسه اونون سؤزونه اینانمادی. قیزی قاچیرتماغا مجبور اولدو. آتا ـ آناسی مجبورن ائولنمه­یینه راضی اولدولار، اونا توی توتوب ائولندیردیلر. او نئچه­ ایلدن سونرا عسگرلییه(سربازلیغا) گئتدی. عسگرلیین قورتاراندان سونرا دادلی ـ دوزلو بیر قیزی اولموشدو. 

آتا ـ آناسینین ائویندن چیخیب بیر بالاجا داخما  آلماق اوچون لماق اوچونگئجه گوندوز اؤزو و حیات یولداشی ایشله­دیلر. نئچه ایلدن سونرا تانری اونلارا بیر اوغلان اوشاغی دا وئردی. یاشاییشلاری کامیل اولدو. قیرخ یاشیندا هله تزه اؤز ائولرینه کؤچموشدولر کی قاپیلارینی دؤیولدور. قیزینا ائلچی گلمیشدیلر. بیر آز گولومسه­­ییب اؤز ـ اؤزونه دوشونوب دئدی:« جاوانلیقدان بیر شئی اوممادیم هله اوسته­لیک یئزنه­…» قیزینی وئردی، اوغلونو دا یوللادی دانیشگاها.

اللی یاشینا چاتجاق نه قیزی وارییدی نه اوغلو، هر ایکیسی ائولنیب ائودن گئتمیشدیلر. یئنی حیات قورموشدولار. آروادی ایله بیرگه بایقوش کیمی ائوده قالمیشدیلار. آروادی اونا گؤره ائوین آدینی قویموشدو بایقوش دام. او دئیردی:« اوشاق سسی اولمایان ائو بایقوش­خانادی…»    

کئچمیشینه یئنی­دن باخدی.  اللی یاشی اولسا دا بیر دیقه ده جاوانلیق گؤرمه­میشدی. جاوانلیغی قینیندا یانمیشدی.رادی. الینی قویدو قوینونا اورکدن آغلادی. چؤلده­کی آغاجلارلا گؤیده­کی بولودلار ال اله وئریب اورکدن هؤنکوررکن آغلاییردیلار.

 

اوچونجو ائپیزود:

عسگرلیینی تره قورتارمیشدی. بئله قراره گلدی بیر ـ ایکی ایل جاوانلیق ائدندن سونرا ائولنسین. او ایسته­میردی جاوان چاغیندا آرواد اوشاق اسیری اولسون. بونا گؤره هر نه دن قاباق پاسپورت آلیب گئتدی یابانچی اؤلکه­لره.

نچه دؤنه گئدندن سونرا هر نه الینه گلدی. خرجینی چیخارتماق اوچون آلیش ـ وئرشه ده باخدی. بیر زمان آییلدی گؤردو کی قیرخ یاشینا چاتدی آنجاق هئچ بیر شئیی یوخ ایدی. آتا ـ آناسی دونیاسینی ده­ییشمیشدیلر، باجی ـ قارداشی دا هره­سی بیر گئره گئتمیشدیلر. اؤزو دوشوب قاباغا گئتدی ائلچیلییه. نئچه دؤنه ائلچی گئدندن سونرا بیریله قیزلا تانیش اولوب، ائولندی. ناسی  

بیر نئچه آیدان سونرا بیر  بیریله یولا گئتمه­دیلر. هر ایکیسی بوشانماغا راضی اولوب، هره­سی اؤز یولونا گئتدیلر. او سفیل و سرگردان قالدی کی ائتسین. تکجه باجاردیغی ایش گزمک ایدی. هم غم ـ کدرینی آزالدیردی هم ده اؤزویله بیر نئچه موسافیر او تایا آپاریب خرجینی چیخاردیردی. پاریب  پاریردی او تایا پاریر

 یدان سونرا

 

اللی یاشینا چاتدی. کئمیشی یئنی­دن گؤزونون انوندن سوووشدو. یاشاییشینی هئچه پوچا چیخدیغینی گؤردو. نه ائوی وارییدی نه آروادی نه ده کی اوشاغی.

اوزونو پنجره­یه قویوب اورکدن آغلادی. پاییز یئلی اسیردی. آغاجلار هو! هو! چالیب یاغیشلا بیرگه آغلاییردیلار. غلاییردیلار. . غاجلار   غلادی غلادی

 روادی نه ده کی اوشاغی.

& & &

 

قاسیملارین قاسیمی

قاسیملارین قاسیمی

 

 :: رامین جهانگیرزاده

 

ایلغیملاردا یاشایان قاسیملار، قاسیرغا قوپارتماغا باشلادیلار. قاسیملارین قاسیمی قاسناق ووردو. چرتکه­لر قاسیملارین قاسیمی­نین قاسناغینا قونوب، قیدیقلادیلار. قاسیملارین قاسیمی­نین قیمی دا قیمیلدامادی. حالوا قاسیم قوندو چرتکه­لرین قانادینا، قاناتدی چرتکله­لرین قانادینی. قانان اولمادی، قیرها قیر دوشدو، قاسیملار یوردوندا. یاریم قاسیم بوتؤی قاسیما پاچا گلدی. قاسیملار پیچیلداشدیلار. داش قاسیم تئشه­سینی یئره قویوب داشلاری سیندیرماقدان ال چکدی. چاققال قاسیم قارغا قاسیما ـ «بوغازینی اوزرم»ـ دئدی. قارغا قاسیم چاققال قاسیما زورو چاتمادیغی اوچون، قیرچی قاسیما قاریلدادی. قیرچی قاسیم قیرغی قاسیما زاریلدادی. قیرغی قاسیم گؤیدن یئره قونوب، قارغا قاسیمی قاتدی قاباغینا. قابلامانی تولازلادی باشینا.  

قوش قاسیم آلما آغاجینین بوداقلارینا قوندو، اللرینی آلنینا توتدو، بویلانیب باخدی، گولدو اونلارا. بویو بویوندان سوزولوب، دوشدو باغی قاچمیش شالوارینا. قوش قاسیمین شالوارینین بندی قاچاندان بری هر نه ده­ییشدی. شول قاسیمین شالواری اوراسیندان سوروشدو. شر قاسیم بو احوالاتی ائشیدندن سونرا، شوربا قاسیمی یوللادی قاسیم خانین یانینا. یانینی قاشییان قاسیم خان، شوربا قاسیمی گؤروب شر قاسیمی یامانلادی. شوربا قاسیم قاسیم بیر کاسا شوربا سویونو توتدو قویدو قاسیم خانین قاباغینا. سونرا باشلادی شوربالاماغا. مال قاسیم، مال مئیدانیندا مال ساتاندا میرتلادی. قارا قاسیم آغ کؤینه­یینی اوتوله­ییب، گئیندن سونرا گئتدی آغ قاسیم گیله. آغ قاسیم قارا قاسیمی گؤرجک قارا کؤینه­یینی گئیدی. سونرا یولا دوشوب گئتدیلر قویون اوتارماغا. آغ قویونلاری قارا قاسیم اوتاردی، قارا قویونلاری آغ قاسیم.  میرزه قاسیم قلمی­نی گؤتوروب، هر نه­یی یازدی. یانینا گلدی قاسیم خانین آدامی. ـ من قاسیم خانین آدامی­یام ـ دئدی. میرزه قاسیم گؤزلویونون اوستوندن باخدی اونون گؤزولویونون آلیتینا.

میرزه قاسیم دئدی ـ دئنن من اؤلوم قاسیم خانین آدامییام!

قاسیم خانین آدامی دئدی: ـ اؤزوم اؤلوم  قاسیم خانین آدامییام!

میرزه قاسیم دئدی: دئنن ایمان حاققی قاسیم خانین آدامییام!

قاسیم خانین آدامی دئدی:  ایمان حاققی قاسیم خانین آدامییام!

میرزه قاسیم یانینداکی باجی اوغلوسو ایمانا باخیب گولومسه­یه­رک دئدی: «دئنن حضرتابباس حاققی قاسیم خانین آدامییام!»

قاسیم خانین آدامی دئدی: «حضرتابباس حاققی قاسیم خانین آدامییام!»

میرزه قاسیم گؤزلویونو گؤتوروب بوینونو اه­ییب آشاغی دئدی: «اوندا گه مین بوینوما!»

قاسیم خانین آدامی میندی میرزه قاسیمین بوینونا. میرزه قاسیمین بوینو ایشدن دوشدو. قاسیملارین قاسیمی قارا نفس اولدو… میرزه قاسیمین قارا نفس اولدوغو قاسیملارین قولاغینا یئتیشدی. قاسیملارین هامیسی ییغیشدیلار بیر یئره سونرا گلدیلر میرزه قاسیم گیله، ییغیشدیلار باشینا…

حالوا قاسیم میرزه قاسیما بیر تیکه قوم حالواسی توتوب دئدی: «یئ میرزه! هئچ اولماسا بو قوم حالواسیندان بیر تیکه یئ سنکی یازماقدان ساوایی هئچ بیر شئی گؤرمه­دین بو دونیادا! سنی بو گونه سالانین حالواسینی یئییم.»

یاریم قاسیم قاسیملارین قیچلارینین آراسیندان کئچیب میرزه قاسیمی قوجاقلاییب دئدی: «سنی یاری جان ائله­یه­نین بوتؤی جانی چیخسین! یاریم جانیم سنه قوربان دور آیاغا میرزه!»

بوتؤی قاسیم یاریم قاسیمین قولتوغوندان یاپیشیب قیراغا چکدی سونرا میرزه­نین باشی اوسته دایانیب دئدی: «سنی بو گونه سالانی یاریمچیلیق قالسین، پارا اولسون هر نه­یی!»

داش قاسیم تئشه­سینی میرزه قاسیمین یانینا قویوب دئدی: «آی سنی داشا دؤنه­سن میرزه­نی بو گونه سالان!»

چاققال قاسیم بوغازینی اوزادیب دئدی: «آند اولسون قارغا قاسیمین جانینا بوغازینی اوزه­رم سنی بو گونه قویانی!»

قارغا قاسیم قیرچی قاسیمین باشینا چیغیریب دئدی: «قارا گونه قالاسان، قیرچی کؤکونده اولاسان سنی، میرزه­نی بو گونه سالان!»

قیرچی قاسیم قارغا قاسیمدان بیر آز چکینیب، قیرغی قاسیما اوزونو چئویریب دئدی: «قیرقازانیندا یاناسان میرزه نی بو گونـ…»

قیرغی قاسیم قیرچی قاسیمین سؤزونو کسیب، شیغیدی میرزه­نین اوستونه سونرا دئدی: «گؤزلرینی چیخارداجام، بئینینی دئشه­جم! ائله بیلیرلر میرزه آدامسیزدیر!»

قوش قاسیم آغاجین بوداغیندان دوشوب، شالوارینین باغینی باغلاییب گولومسه­یه­رک دئدی: «چکیلین اویانا گؤروم میرزه­یه نه اولوب؟!!»

هامی چکیلدی قوش قاسیم قولاقلارینی میرزه قاسیمین قلبینه سؤیکه­ییب دئدی: «های کوی سالمایین هله قلبی وورور، بیر آز قارا نفس اولوب!»

قوش قاسیم میرزه قاسیمین احوالاتینا باخمایاراق، اوزونو توتوب قاسیملارا دئدی: «حؤرمتلی و عزیز قاسیملار قاسیم خان قیزینی منه وئرسه­یدی هئچ واخت میرزه­نین باشینا بئله بیر اویون گلمزدی! من بیلیردیم کی بئله اولاجاق»

شول قاسیم شالوارینین چکیب، قوش قاسیما دئدی: «اشی سن نه هایدا بیز نه هایدا!»

شر قاسیم بیچاغینی چکیب، قوش قاسیما دئدی: «ایه قوش بالا  قانادلارینی کسه­رم ها! نه قیز نه خان؟!!»

شوربا قاسیم اللرینی اللرینه سورتدو، گولومسه­ییب دئدی: «حؤرمتلی شر قاسیم قوش قاسیم بیر قلتدی ائله­ییب اؤز بؤیوکلویونوزه گؤره باغیشلایین!»

مال قاسیم میرتلایا ـ میرتلایا دئدی: «کئچی جانینی حاییندا… قوش قاسیم نه هایدا؟!!…»

قارا قاسیم آغ کؤینه­یینین یاخاسینی دوزلدیب، دئدی: «هردن بیردن آغ قویونلارین بعضی سی ده قارا نفس اولور. میرزه­نین گونونه دوشور. بورنوندان قان آچیلسا دوزه­لر.»

آغ قاسیم قاسیملارا اوزونو توتوب دئدی: «قارا قاسیم دوز دئییر چکیلین من بو ایشی حل ائدیم.»

آغ قاسیم میرزه قاسیمین بورنونا بیر چیرتما وورارکن، میرزه­نین بورنوندان قا آچیلدی.غ میرزه قاسیم بیر آز هوشا گلیب آییلدی. باشینین اوستونده بوتون قاسیملاری گؤروب یئنه ده حالدان گئتدی…

 

 

باشی آچیق تومانچاق بیر مکتوب!

کیتابلاری ایرشاد گدییینده قالان یازیچی­دان «اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان اردبیل»ـه باشی آچیق تومانچاق بیر مکتوب!

 

 

 

ایرشاد میر شادا دؤندو

قورو بیر آدا دؤندو

فرهنگ مرهنگ ده مئزدی

کیتابلار یادا دؤندو

«آیاق یالین»

 

بیر نئچه تون سلام و علیکدن سونرا؛ حؤرمتلی میز دالیندا ایله­شیب، میزیندن برک ـ برک برک یاپیشان، یاپیشقان مودوره و اونون جان جییارلارینا بو مکتوبو اونا گؤره یازیرام کی ائله بیلمه­سینلر کی یئر آلتیندان یاسا گئدنلر هله یاس ایچینده­دیرلر. بیز یاسدان چیخمیشیق، بیزه یاستوتوب باشیمیزا هر اویون آچا بیلمزسینیز، اویناماغی دا یاخشی باجاریریق.  

هر نه­دن اؤنجه بیر آز اویونلاری آچیقلاماق لازیمدیر، یوخسا بیزیم بو جان جییار اوخوجولاریمیز گیجه­لیب قالارلار. اونسوزدا ائله بو بیزیم اوخوجولار بو قدر اویونبازلیقدان سونرا گیجه­لیب قالیبلار. من مین اوچ یوز قدیمین یازیچی­سی اولسام دا بو اویونبازلیقلاری چوخ تجروبه ائتمیشم. بیر نئچه کیتابیم چیخاندان سونرا آنلامیشام کی آنلامازلار یوردوندا قانماز اولوب دولانماق اولماز.

رحمتلیک صابیر دئمیشکن« من بئله اسراری قانا بیلمیرم/ قانماز اولوب دا دولانا بیلمیرم»

مسئله قانمازلیقدا یا قانماقلیقدا دئییل، مسئله اویونبازلارلا نئجه اویون اویناماقدیر. 

بو آرادا قالدی اویونو دئییل، بو شاهمات اویونو دئییل، بو اویون او اویون دئییل. بو اویون قوچو عسگر اداسینی چیخاردیب قوچو عسگر اویونو اویناماقدیر. قوچو عسگر قوچو اولسا دا هئچ اولماسا بعضی قایدا قانونلارا حؤرمت ائدیر.

قارا پوتون گئییب قایدا قانونلاری هر یئرده آیاقلاماق اولماز. قوچولوغون یولونو بیلمه­یه­نین یومروغو اؤز آغزینا ده­یر. قوچو قوچو اولمالی­دیر نه قولوچوماقلی بیر نؤوچه. دونیانین هر یئرینده قایدا قانونلارا باش اییرلر، قایدا قانونلارا بورونلارین ایه­نلرین بورونلارینی سیندیریرلار. آنجاق بئله گؤرونور کی سیز قایدا قانونلارا بورنونوزو ایه­ییب، قایدا قانونلارا بورونتالییق وئریب مینمک ایسه­ییرسینیز، یا دا کی ائله حیس ائدیرسینیز کی قایدا قانونلار حئران گدیینده قالیب، هله اردبیله چاتماییب!!!

نئینک قوی او اولماسین بو اولسون. هر نه­یین یولو وار. یولدان چیخانی یولا قایتارماق لازیمدیر. یولو تانیمایان یولچو، لال دره­سیندن باش چیخاردار. لال بازاریندا لال دیلینی باجارماق لازیمدیر. لالی لال دیلی ایله باشا سالماق اولار. قانونلاری قابلامالارلا دا اولسا سیزین قاباغینیزا قویمالییق. قابینیز اولماسا دا، آغزینیزا زورلا تیخمالییق قانونلاری. قانونلارین نه اولدوغونو آنلاتمالییق. یوخسا هم بیزی ایشه قویارسینیز هم اؤزونوزو!

بونو بیلیرم گوجو هئچ ناحاق یئره قازانان همشه قوندارما گوجونو ساخلاماق اوچون نه­یین باهاسینا اولسون گوجونو قورویار، هر نه­یه ال آتار. اؤزونو میزه باغلایار، هامی دئسه ده «گؤتورون وورون یالان دئییر/ کور ائششه­یه پالان دئییر» گونده بیر تون یالان دانیشار. سونرا اؤز یالانلارینا دا اینانیب، یالان باتلاغیندا چابالایار. قوندارما گوج ایله قورخونون یاخین قونشو اولدوغونو هامی بیلیر.  

هله بونلاری بوشلایاق سیزین بو مشهدی «سدی»* ایله  کین کیدورتینیز بیزیم بو یازیق کیتابلارا نه ربطی وار کی اونلاری کلله مایاللاق ساخلاییبسینیز، تهرانا یوللامیرسینیز. اولمایا تهران یولونو قار باسیب، یا دا کی گدیکلرده قورد قوشلاردان قورخورسونوز کی بو یازیق کیتابلاری یوللامیرسینیز. هه! من مشهدی سدی­نین او شوغریب آچیق مکتوبوندان بئله آنلادیم کی حاجی لطف­اله سفره گئدیب هله بو تئزلییه گلن دئییل کی سیزین لوطفونوز اولسون بیزیم بو یازیق باشی لوولو کیتابلارا.

واللاه من سیزین بو ایشلرینیزدن باش آچا بیلمیرم. ظنیمجه هئچ اؤزونوز ده بیلمیرسینیز نه ایش گؤرورسونوز. ائله «آنام دئدی کور دئدی/ گلیب گئده­نی وور دئدی» دئییب هامی­نی قاتیرسینیز قاباغینیزا. قاتیغا قارا دئییب، قارنینیزا صابین چکیرسینیز. هر کیمسه ده کی دئدی قاتیق آغ­دیر ده­ده باباسینی قبیردن خورتلادیب، سوموکلریله اویناییرسینیز.

بیزیم دده­بابالاریمیزین سوموکلری تیلیشکه­لی زوزنقه کیمی­دیر، گؤزله­یین اوینایاندا اویون چیخارتمایاسینیز. سیز، میزلره لازیمسینیز. میزلر سیزین اوچون داریخار. داریخمالار دوشر میز آلتینا. میزینیزی بو قدر اینجیتمه­یین. اینجه پارالارین پئشینده اولون، یوخسا هئچ یئره پئشمان اولارسینیز. پوشکونوزه دوشن پیشپیشا اولار. پیشیم پیشیم دئمکله قارا پیشیکلردن جانینیزی قورتارا بیلمزسینیز. بیزیم قارا پیشیکلریمیز کاغیذلارین اوستونده گزنده، گؤزونوزون ایچینه آتیلار، گؤزونوزو دیدر. دیدرگین دوشرسینیز.  

بیز یازیچی­لاری میزده­له­یینجک، میزینیزدن موغایات اولون، بعضن هئچ سایدیغینیز میغمیغالار باش قولاغینیزا گیریب سیزی دلی ائدر. بونو آنلاساز یاخشی اولار. واخسئیییمیزی اوخویونجاق بیر آز شاخسئی گئتسز یاخشی­دیر. دیردیرلانمیش عاغلینیزین قاپیسینی بیر آز دیر قویساز هر نه­یی آنلاییب، هئچ نه­یی هئچ نه توتمازسینیز.

سونوندا بونو آرتیرمالییام کی ایکینجی مکتوبومو سومالینین موگادیشو آدلی شهرینین «اداره کل فرهنگ و ارشاد» مودورونه یازاجام…

                                   

ایمضاء:کیتابلاری اردبیلین ایرشاد گدییینده قالان

باشی لوولو یازیچیِِ؛ رامین جهانگیرزاده

------------------------------------

 

اتک یازی:

* بو مشهدی سدی «آنامین یایلیغی» فئستیوالینین و یایلیق یایین ائوینین قاپقارا، قارا گلمیش مودورودور. آللاه اونو نه دئییم ائله­سین بیزیم کیتابلارین باشینا بیلمیرم نه اویون آچدی؟!!

Barat və Əlbəradei

بارات و البرادعی

سایاق نیوز: آیاق یالین

 

اوستو آچیق کندین کاتتاسی بارات­لا البرادعی قالاغ دیبینده گیزلی صورتده گؤروش آپاردیلار. بو گؤروشده کاتتا بارات البرادعی­نین قاباغیندا یئکه بیر جؤنگه کسیب اونو قارشیلادی و اوستو آچیق کندین مدنیتیندن دانیشدی:

ـ بورادا مدنیت سئل کیمی آخماقدادیر! بیز دموکراسی­نی قالاغ دیبینده قوراراکن، بوتون کندلره یایمیشیق. ایندی قازان دیبی آختارانلار چوخ اولور. هئچ بیر پروبلئم یوخدور. هر نه اؤز قایداسیندادیر. بیز اؤز قالاغ­لاریمیزین گوجونه و اوندا اولان فلسفه­یه اینانیریق. ندنسه بو بوش کؤپک اوغلو بیزیم بو قالاغلاریمیزا قیسقانیر. اونا گؤره قوش مجید قالاغ باشینا قونوب، اوزرلیک­لری اورادا یئرلشدیریب کی بو کؤپک اوغلو بوشون گؤزو بیزیم قالاغلاریمیزا ده­یمه­سین.

بو دانیشیقدان سونرا البرادعی جنابلاری بیر نئچه مسأله باره­سینده کاتتا باراتدان ایضاحات ایسته­یرکن، سوروشدو:

ـ سیز نه اوچون داغ ـ داشلاردا گیزلی صورتده یئر آلتی ایشلری آپاریرسینیز؟!

کاتتا بارات سیرتیلا ـ سیرتیلا البرادعی جنابلاری­نین جاوابیندا بئله سؤیله­دی:

ـ بیز داغ ـ داشلاردا ساده­جه یئر آلتی شهرجیک­لرتیکینتی­لری آپاریریق. بو هامییا معلومدور. اینانماساز گئدین کویچو ایبیشدن سوروشون! هله هاراسی­دیر بیز قراردیر باشقا کندلرده گؤزل مئترولار سالاق. بیزیم مئتروپل­لاریمیز اولماسادا قوی هئچ اولماسا مئترولاریمیز اولسون!

 

>><< 

 

Barat və Əlbəradei

Sayaq News: Ayaq Yalın

 

Üstü açıq kəndin kattası baratla Əlbəradei qalağ dibində gizli surətdə, görüş apardılar. Bu görüşdə, katta barat Əlbəradeinin qabağında yekə bir cöngə kəsib, onu qarşıladı və üstü açıq kəndin mədəniyyətindən danışdı:

-burada mədəniyyət sel kimi axmaqdadır! Biz demokrasini qalağ dibində qurarkən, bütün kəndlərə, yaymışıq. Indi qazan dibi axtaranlar cox olur. Heç bir problem yoxdur. Hər nə öz qaydasındadır. Biz öz qalağlarımızın gücünə və onda olan fəlsəfəyə inanırıq. Nədənsə bu Buş köpək oğlu bizim bu qalağlarımıza qısqanır! Ona görə Quş Məcid qalağ başına qonub üzərlikləri orada yerləşdirib ki bu köpək oğlu Buşun gözü bizim qalağlarımıza dəyməsin.

Bu danışıqdan sonra əlbəradei cənabları, bir neçə məsələ barəsində, katta baratdan izahat istəyərkən, soruşdu:

- siz nə üçün dağ-daşlarda gizli surətdə yer altı işləri aparırsınız?!…

Katta barat sırtıla-sırtıla Əlbəradei cənablarının cavabında belə söylədi:

- biz dağ-daşlarda sadəcə yer altı Şəhərciklər tikintiləri aparırıq. Bu hamıya məlumdur. Inanmasaz gedin küyçü İbişdən soruşun. Hələ harasıdır biz qərardır, başqa kəndlərdə gözəl Metrolar salaq. Bizim Metropollarımız olmasa da qoy heç olmasa metrolarımız olsun!

 

    

Söz atandan Ayaq yalinla cizmaqaralar

  «سؤز آتان»دان «آياق يالين»ا جيزما قارالار

 سئويملي سيرتيق دوستوم آياق يالين! هارالاردا سومسونورسن؟ نييه منه باش وورمورسان؟! بلكه داغلار كيمي سنينده باشينا داش دوشوبدور يئرييه بيلميرسن؟ قوتور قارغالارين گتيردييي لو خبره گؤره ائشيتميشم عاشيق ماشيق اولوبسان! مشه مجنونون اداسيني چيخارديرسان. دئمه­لي اوره­يين يئريكله­ييبدير! بير آز يئركؤكو يئسن ياخشي اولار. چونكو گؤزلرينين قووه­سي آرتار و مئرته قالميش دونياني ياخشي گؤررسن.

آي داشي باشلي ايندي سئومك زاماني دير؟! هامي سؤيه ـ سؤيه قاباغا گئدير. سنسه قابيرغالارينداكي تاپپيلتيلارا قولاق آسيرسان. بير آز اؤزونه قاييت. اؤزونو قايتار اؤزونه. او مئرته قالميش اوره­ييني بوشلا، گل قوشول منه يئنه دونياني قاتاق. قايماغيني يئيك، قاتيغيني دا چيرپاق اونون چيركين صوفاتينا. كئچميشيني يادا سال داها بسدير  تيكانلي يوللارا آياق باسيرسان. اؤزونه توکان آچيب، اؤزونو اؤزونده آساركن، آسلانيرسان. سنه هئچ اينانمازديم كي بير قيزجيغازين الينده قارغ اولاسان. سنكي هاميني قارغ ائله­ميشدين. قارغييا مينيب آت چاپديغين زامانلاري نه تئز اونوتدون. بير اوتقون اؤزنه گل بو گول پوچ اوينونودا بوشلا. حيات اونسوزدا پوچدور. پيچيلتي­لار دولما كيمي قولاغينا دولسا دا ائشيت او مئرته قالميش قولاغينلا منيم سسيي.

پاه آتوننان سنين! سنده سكوتا گئدرميشسن؟ قينيندان چيخ! هامي چيخيشيني گؤزله­يير. بير بارداق چاخير ايچ بوشلا بوشلوقلاردا اوچان گؤيرچينيني. گؤيرمه باغرين چاتلامسين. آتيل دونيانين آتينين بئلينه چاپ اونو ايسته­دييين يئره. ساري سني سارييانلاري. ساريغيندان چيخ  سيريل قاسيرغالارا. اوره­يينده نه وار سيلكه­له قوي تؤكولسون تيكانلي يوللارا. داها بسدير! ييغيشدير بو عشق توكانيني. ايندي عشقين بازاري كاساتدير.  بيليرديم سندن آل وئرچي چيخماز. ائله حياتيندا عؤمور بويو چيلخا قالاجاقسان. نئهره کيمي اويان ـ بويانا چالخالانيب، چولغالانما. چولونو گؤتور قاچ.

 آغليني باشينا ييغ! يوخ دئيه­سن لاپ آغليني ايتيريبسن. سنه گرك بير آغيل دوعاسي يازديرام بلكه آغلين باشينا گلدي. مني ده بئزديريبسن. اؤزونو بوزه ـ بوزه ائله آپاريرسان كي آپاراتچي لار دا داي سني سارييير. ائشيتميشم سورغولار ايچينده بوغورموشدار سني. آمما يوخ!  سن قورباغا كيمي گؤزل اوزوجوسن. هئچ كيم سني بوغا بيلمز. بوغسالاردا ايت كيمي يئددي جانين وار سنين. مني جين آتينا مينديرمه!  بو مكتوبو اوخوياندان سونرا منه باش وور. بلكه يئنه او گونلره قاييديب، قيني ـ قيني دئيرك نيندي قيندي وئرديك قارني يئكه دونيايا.   

ايمضاء: سؤز آتان